مراثی حضرت علی ع


اولین مظلوم عالم مرتضی است
آنکه خودبر دیگران مشکل گشاست
خانه اش شد قتلگاه همسرش
فاطمه آن غم گسار و یاورش
لعن و نفرین خدا بر مرد پست
مردنامردی که زد در را شکست
پشت در آیا مگر زهرا نبود؟
بضعه ی طاها مگر آنجا نبود؟
یاعلی بنگر درت آتش گرفت
ای پیمبرکوثرت آتش گرفت
چون شکسته گوهری یا فاطمه
بین دیوار و دری یا فاطمه
ای یدالله از چه دستت بسته است
پهلوی زهرا ی توبشکسته است
ای تو عین الله چشمانت چه دید؟
ناله ی همسر چه سان گوش ات شنید؟
ذات حق صبر تورا کرد امتحان
پیش رویت فاطمه می داد جان
کس نیامد هیچ کس بر یاریت
کس نشد همراه در غمخواری ات
اولین مظلوم عالم یاعلی
شد دل تو خانه ی غم یا علی
مادر سادات را دادی زدست
چشم زهرا رابگو دست که بست؟
شمه ای ای گوازغمت یا مرتضی
ای تو تنها جانشین مصطفی
کس نیامد یاعلی بر یاری ات
آفرین بر صبرو برخود داری ات
ای امین الله در ارض و سما
نیست شکّی در امانتداری ات
ای تو دریای سکوت و حلم و صبر
جسم همسر را چه سان بردی به قبر؟
ای امین حق امانت را بده
بر پیمبرجسم و جانت را بده
کس نظیر تو امانتدار نیست
بر غمت باید که روز و شب گریست
بهر حق بگذشتی ازبود و نبود
وای من شد روی زهرایت کبود
آخرین و اوّلین مظلوم تو
عصمت اللهی و هم معصوم تو
سید ناصر ولایی 15/1/93/
-----------------------------------

این غربت تو اول و آخر نداشته
وان غربتی که هیچ برابر نداشته
مظلوم اولی تو که حتی حسین تو
مظلومی تو با تن بی سر نداشته
ظالم که بود؟ آن که به ناحق درت شکست
آن ظالمی که حق ّ تو باور نداشته
ظالم همان که پشت در آتش به خانه زد
مظلوم آن که خانه ی دیگر نداشته
ظالم همان که دست تو را بست با طناب
مردی که غیر فاطمه یاور نداشته
امّت چه کرد با تو و ذی القرب مصطفی
احمد که غیر فاطمه دختر نداشته
محسن حسن حسین چه مظلوم و خصمشان
جز قتل هرسه فتنه . چه در سرنداشته
شد خونجگر به خانه حسن کشته شد حسین
محسن شهید جز دو برادر نداشته
شد قتلگاه محسن تو باب سوخته
چون طاقت شکستن آن در نداشته
کلثوم و زینبت شده در زیر پنج سال
در تاب و تب ، دو دوختر مادر نداشته
خاری به چشم و هم به گلو استخوان تویی
هرگز کسی مصیبت حیدر نداشته
شد بسته باب علم پیمبر عجیب نیست
بعد از نبی مدینه که منبر نداشته
شد بیست و پنج سال فقط کار تو سکوت
گرچه رسول ، جز تو سخنور نداشته
شد خانه بعد فاطمه بیت الحزن تورا
وقتی که خانه سوره ی کوثر نداشته
محراب شد به خون تو آغشته یا علی
آن مقتلی که رنگ دگر برنداشته
خون خداست آنچه به سجّاده ی تو ریخت
ثاراللهی که رنگِ مکرّر نداشته
لوح و قلم بنام علی مهر و موم شد
ثبتی بجز ولای تو دفتر نداشته
مست ازمی ولای علی هست شاعرش
درعمر این چنین می و ساغر نداشته
سید ناصر ولایی 2/2/1401 زنجان

شب کوچ همای قاف دین است
همان مردی که مظهر بر یقین است
بنال ای دیده ی غمدیده ی من
عدالت با علی دفن زمین است
خدایا کافری شق القمر کرد
عزادار علی روح الامین است
حسین امشب بود گریان بابا
حسن در این مصیبت دلغمین است
علی آن مظهر داد و عدالت
میان بستر ازآن ضرب کین است
گهی درحال غش گاهی به صحبت
دگر ترک جهان بر او یقین است
یتیمان را کند هردم سفارش
علی ازغصة آنها حزین است
یتیم کوفه دارد شیر در دست
سرش خونین امیر المومنین است
1378 زنجان ولائی
******************************
علی علی مولا چراشدی تنها
تومونس غمها شدی پس از زهرا
شکسته شد دلها زداغ تو مولا
شکسته فرق تو شکسته قلب ما
زعشق حق مستی توبرخدادستی
تواولین مظلوم دراین جهان هستی
که غصب شد حقت به دست ظالمها
فدای تومولا فدای تومولا
فدای تو مولا فدای تو مولا
رسد زنخلستان صدای تو هرشب
که میزنی فریاد زشوق وصل حق
خدا خدا یا رب خدا خدا یارب
تمام عاشقها فدای تو مولا
به منکران حق خدا کند لعنت
به درگهت آتش زدند دربیعت
به پشت درزهرافغان ازآن ماتم
که کشته شد محسن زضرب در آندم
شده تنش نیلی عزیزهء زهرا
اسیرشد سجاد امام با تقوا
فغان و واویلا فغان و واویلا
زده لگد بردر زکینه آن کافر
بیا رسول ا... نگربراین امت
شکسته پهلوی عزیزهء عالم
فتاده در بسترفغان از آن غوغا
فدای تو مولا فدای تو مولا
ز من اگر پرسند که کشته مولا را
بگویم آن قاتل که کشته زهرا را
زشعله ی ءسرکش که سرزد ازآتش
فکنده درمحنت تمام دنیا را
سرت به ضرب کین اگرچه شدخونین
سرحسینت شدجدازتن ازکین
سه شعبه تیری رازدند بر قلبش
که برزمین افتاداز آن ستون دین
فغان و واویلا فدای تو مولا
همان عدوبسته دو دست زینب را
به شام ودرکوفه کشانده درهر جا
کنون حسین تو نشسته پهلویت
کند نظر این دم به خون گیسویت
توکشتهء عدل وعدالتی مولا
کندکنون زینب نظاره بر رویت
نرو نرو بابا فدای تو مولا
دراین طرف زینب درآن طرف کلثوم
زپشت سرعباس نگه کندمظلوم
حسن شده گریان حسین پریشان است
تمام یارانت زغصه نالانند
فدای تو مولا فدای تو مولا
کنون زجسم اوجدا شده جانش
به سر زند شیعه که رفته جانانش
ز جنّت الا علی روان شده زهرا
که با سر زخمی علی است مهمانش
زدیده ها بارد سرشک غم امشب
یتیمها دارندز غم فغان بر لب
کجاست ای مادر کسی که می آورد
ز نان و از خرما برای ما هر شب
ولایی ای مولا زد از ولایت دم
بکویت آمد تا شود شریک غم
بسوزد از این غم دل همه عالم
چه می شود بر ما نظر کنی یک دم
شوی رضا ازما فدای تومولا
*******************************

هردختری هنگام غم یادی زمادر می کند
مادر نباشد وقت غم یادش مکرر می کند
بنگر دراین شب تاسحر زینب چه گوید دیده تر
آه وفغان با سوز جان از زخم حیدر میکند
ای وای من ای وای من زخمی شده بابای من
مادر ببین تنها شدم گویا که بی بابا شدم
شد فرق او تاغرق خون من همدم غمها شدم
از غصه ء بابای خود دلخسته در دنیا شدم
هر دل که باشد مثل گل این غصه پرپر می کند
ای وای من ای وای من زخمی شده بابای من
باپای خود بابای من گرچه به خانه آمده
تاخانه بابا گوییا بر روی شانه آمده
بابای من دلخسته ازجور زمانه آمده
چشم مرا اندوه او از خون دل تر می کند
ای وای من ای وای من زخمی شده بابای من
از دیدن زخم پدر مادر ز پا بنشسته ام
بنگر مرا مادر دگر از جور دنیا خسته ام
چون مرغکی تنها دراینجا بال وپر بشکسته ام
بنگر چسان شق القمریک فرد کافر می کند
ای وای من ای وای من زخمی شده بابای من
گویم به بابایم کنون بابا نرو با من بمان
این قلب زخمی را مکن بر تیر اندوهت نشان
زینب ندارد طاقت هجران تو ای مهربان
کی رفتنت را از جهان غمدیده باور می کند
ای وای من ای وای من زخمی شده بابای من
ای مهربان بابای من با زینبت حرفی بزن
ای هستی و دنیای من با زینبت حرفی بزن
بابای بی همتای من با زینبت حرفی بزن
یک روز را هم دخترت بی تو چه سان سر می کند
ای وای من ای وای من زخمی شده بابای من
زینب بمیرد در سرت اما نبیند جای زخم
اشکت چرا جاری شده همراه خون در پای زخم
از دیدن خون در سرت دل می شود در پای زخم
قلب مرا آه ای پدر این غم مکدر میکند
چشمان خود را باز کن بابایم از دنیا نرو
این دخترت را هم ببر گرمی روی تنها نرو
من زینبم بی مادرم از پیش من بابا مرو
کی تاب بر هجران تو این قلب مضطر می کند
ای وای من ای وای من زخمی شده بابای من
بس کن ولایی شرح غم خون شد دل اهل قلم
زینب پس از این ماجرا بیند بس ظلم و ستم
یکبار دیگر کوفه را می بیند آن ماءنوس غم
تا بر سر خونین نظر غمدیده خواهر می کند
آن فرق خونین بیند او قرآن تلاوت می کند
یا بن الحسن آندم چه سان تاب مصیبت می کند
روی کجاوه خون سر جاری به تربت می کند
زینب در آن جا ناله از داغ برادر می کند
ای وای من ای وای من زخمی شده بابای من
25/8/80 سید ناصر ولائی*****************


همای قاف دین
شب کوچ همای قاف دین است
همان مردی که مظهر بر یقین است
بنال ای دیده ی غمدیده ی من
عدالت با علی دفن زمین است
خدایا کافری شق القمر کرد
عزادار علی روح الامین است
حسین امشب بود گریان بابا
حسن در این مصیبت دلغمین است
علی آن مظهر داد و عدالت
میان بستر ازآن ضرب کین است
گهی درحال غش گاهی به صحبت
دگر ترک جهان بر او یقین است
یتیمان را کند هردم سفارش
علی ازغصة آنها حزین است
یتیم کوفه دارد شیر در دست
سرش خونین امیر المومنین است
1378 زنجان ولائی
*********************************
علی از هر تعلّق پاک میرفت
صدای ناله تا افلاک میرفت
صداقت از حکومت کوچ می کرد
عدالت با علی در خاک میرفت
***********************

در آنشب که علی را خاک کردند:


الهی یا الهی یا الهی
به حال آل طاها خود گواهی
در آنشب که علی را خاک کردند
در آنجا سینه ها را چاک کردند
همه گریان و نالان بازگشتند
همه زار و پریشان باز گشتند
علی با فرق خونین رفت در خاک
همان کوه شرف دریای ادراک
علی قرآن ناطق گشته خاموش
شده یاران او با غم هم آغوش
براه خود یکی ویرانه دیدند
صدای ناله ای زانجا شنیدند
صدای آه و واویلا می آمد
صدا از پیر نا بینا می آمد
امام مجتبی فرمود ای مرد
زچه می نالی ای محروم پر درد
بگفتا چند روزی سرور من
نمی آید به پیشم یاور من
منم تشنه منم مولا گرسنه
که چندی مانده ام تنها گرسنه
امام مجتبی فرمود آیا
نشانی داری از آن یار تنها
بگفتا منکه بینایی ندارم
ولی از او نشانها می شمارم
نگفت او گرچه از نام ئنشانش
بود تنها خدا ذکر زبانش
فقط دانم که او مرد خدا بود
زخدمت بهر من هرگز نیاسود
در و دیوار با او آشنایند
به وقت ذکر با او همصدایند
همی می گفت با اشک و انابه
نمی آید چرا در این خرابه
مگر گشته زمن آن مرد دلگیر
که هستم عاجز و فردی زمینگیر
شنیدند این سخن تا آل طاها
به گریه آمدند از داغ مولا
حسن فرمود او بابای ما بود
امام و رهبری درد آشنا بود
الا ای پیرمرد زار وغمگین
علی شد کشته از یک ضربة کین
یتیمان را پلیدی بی پدر کرد
که شمشیرش به فرق او اثر کرد
بلی آن خسرو خوبان علی بود
انیس و یار محرومان علی بود
چوشد آن پیرزین ماتم خبردار
به گریه آمد و زد ناله بسیار
چنین خواهش نمود آن پیر نالان
غمین و پُر ز سوز و زار و گریان
مرا قبر شه کون ومکانم
دهید ای نور چشمانم نشانم
ورا بردند با خود آل حیدر
بسوی قبر آن یار پیمبر
چنان زد ناله ای آن پیر مسکین
که شد از غصّه اش هر دیده غمگین
در آنجا جان او ازتن جدا شد
به مولای غریب خود فدا شد
صدای ناله و فریاد این مرد
خدایا داغ دل را تازه تر کرد
همان داغی که داغ آشنا بود
که اوّل زائر او در کربلا بود
همان جابر همان یار پیمبر
که شد از داغ مولا زار وضطر
اگر آن مرد نابینا علی را
شنیده غرق خون فرق ولی را
برای آن خبر طاقت ندارد
ندیده از غمش جان می سپارد
ولی جایر غمش باور ندارد
حسین سر هم در آن پیکر ندارد
سر مولای او از تن جدا شد
همان سر که مکانش نیزه ها شد
ببین جابر حسینت سر ندارد
نه سر انگشت و انگشتر ندارد
**************************


گل آنا یا زهرا دی سنده واویلا
بابام گئدیر الدن آتاسیز قالدیخ
ییخیلیپ محرابه علی نماز اوسته
آخیر باشیندان قان آتاسیز قالدیخ
قالدی زینب آغلار غم سینه سین داغلار
سالار سنی یاده یاراسین باغلار
سنی سسلیر آنا دییر یانا یانا
بابام گئدیر الدن آتاسیز قالدیخ
دایا نیپدی مظلوم گوزو یا شلی کلثوم
دولوپ اورک درده دییر بابام وای
سسلنیر گل قارداش آخیر گوزوندن یاش
تئز گل حسین قارداش آتاسیز قالدیخ
او ادبلی عباس او مظهر احساس
دوتوپ اورکدن یاس یانیر غیر تدن
سینه سی اوتلانیر ایچریدن یانیر
آخیر گوزوندن یاش آتا سیز قالدیخ
گل آنا یا زهرا یاراسینی باغلا
قالیپ ایندی تنها آتاسیز قالدیخ
بابام اولدی بی کس اونا سنیدن سس
یئتیش ایندی داده آتاسیز قالدیخ
آتام مظلوم اولدی گل تک رنگی سولدی
گوزی قانه دولدی ای وای بابام وای
دوشوپدی چوخ دیلدن بابام گدیر الدن
سسلیر سنی هرآن ای وای بابام وای
آخیر باشیندان قان قیزین ائدیر افغان
یتیش داده الان آتا سیز قالدیخ
آناجان یا زهرا گوزلرینی باغلا
اوزون ائیله اعلان آتا سیز قالدیخ

15/9/80 سید ناصرولائی زنجان
*******************************

اولین مظلوم عالم

اولین مظلوم عالم مرتضی است
آنکه خودبر دیگران مشکل گشاست
خانه اش شد قتلگاه همسرش
فاطمه آن غم گسار و یاورش
لعن و نفرین خدا بر مرد پست
مردنامردی که زد در را شکست
پشت در آیا مگر زهرا نبود؟
بضعه ی طاها مگر آنجا نبود؟

یاعلی بنگر درت آتش گرفت
ای پیمبرکوثرت آتش گرفت
چون شکسته گوهری یا فاطمه

بین دیوار و دری یا فاطمه
ای یدالله از چه دستت بسته است

پهلوی زهرا ی توبشکسته است
ای تو عین الله چشمانت چه دید؟
ناله ی همسر چه سان گوش ات شنید؟
ذات حق صبر تورا کرد امتحان
پیش رویت فاطمه می داد جان
کس نیامد هیچ کس بر یاریت
کس نشد همراه در غمخواری ات
اولین مظلوم عالم یاعلی
شد دل تو خانه ی غم یا علی
مادر سادات را دادی زدست
چشم زهرا رابگو دست که بست؟
شمه ای ای گوازغمت یا مرتضی
ای تو تنها جانشین مصطفی
کس نیامد یاعلی بر یاری ات
آفرین بر صبرو برخود داری ات
ای امین الله در ارض و سما
نیست شکّی در امانتداری ات

ای تو دریای سکوت و حلم و صبر
جسم همسر را چه سان بردی به قبر؟
ای امین حق امانت را بده
بر پیمبرجسم و جانت را بده
کس نظیر تو امانتدار نیست
بر غمت باید که روز و شب گریست
بهر حق بگذشتی ازبود و نبود
وای من شد روی زهرایت کبود
آخرین و اوّلین مظلوم تو
عصمت اللهی و هم معصوم تو
سید ناصر ولایی
15/1/93/

-----------------------------------

یاعلی6



هردختری هنگام غم یادی زمادر می کند
مادر نباشد وقت غم یادش مکرر می کند
بنگر دراین شب تاسحر زینب چه گوید دیده تر
آه وفغان با سوز جان از زخم حیدر میکند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
مادر ببین تنها شدم گویا که بی بابا شدم
شد فرق او تاغرق خون  من همدم غمها شدم
از غصه ء بابای خود دلخسته در دنیا شدم
هر دل که باشد مثل گل این غصه پرپر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
باپای خود بابای من گرچه به خانه آمده
تاخانه بابا گوییا بر روی شانه آمده
بابای من دلخسته ازجور زمانه آمده
چشم مرا اندوه او از خون دل تر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
از دیدن زخم پدر مادر ز پا بنشسته ام
بنگر مرا مادر دگر از جور دنیا خسته ام
چون مرغکی تنها دراینجا بال وپر بشکسته ام
بنگر چسان شق القمریک فرد کافر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
گویم به بابایم کنون بابا نرو با من بمان
این قلب زخمی را مکن بر تیر اندوهت نشان
زینب ندارد طاقت هجران تو ای مهربان
کی رفتنت را از جهان غمدیده باور می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
ای مهربان بابای من با زینبت حرفی بزن
ای هستی و دنیای من با زینبت حرفی بزن
بابای بی همتای من با زینبت حرفی بزن
یک روز را هم دخترت بی تو چه سان سر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
زینب بمیرد در سرت اما نبیند جای زخم
اشکت چرا جاری شده همراه خون در پای زخم
از دیدن خون در سرت دل می شود در پای زخم
قلب مرا آه ای پدر این غم مکدر میکند
چشمان خود را باز کن بابایم از دنیا نرو
این دخترت را هم ببر گرمی روی تنها نرو
من زینبم بی مادرم از پیش من بابا مرو
کی تاب بر هجران تو این قلب مضطر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
بس کن ولایی شرح غم خون شد دل اهل قلم
زینب پس از این ماجرا بیند بس ظلم و ستم
یکبار دیگر کوفه را می بیند آن ماءنوس غم
تا بر سر خونین نظر غمدیده خواهر می کند
آن فرق خونین بیند او قرآن تلاوت می کند
یا بن الحسن آندم چه سان تاب مصیبت می کند
روی کجاوه خون سر جاری به تربت می کند
زینب در آن جا ناله از داغ برادر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
    25/8/80                    سید ناصر ولائی

یاعلی5

کیست مانند علی در همه ادوار و زمان
آن امیری که بود پادشه کون و مکان
نور حق گشته در آن وجه خداوند عیان
بر جمال علی آن ساقی کوثر صلوات
کیمدی حیدرشه دین مظهر حق باب نجات
منبع جود وسخا خضره وئره ن آب حیات
قاسم دوزخ و جنّت بیزه میزان عمل
گوندراخ شاه نجف روحونا با هم صلوات

علی ای حقین نشانی وارین اوخشارین همایه

که سالیپسان ایندی کولگه قانادینلا ماسوایه

گر اورگ تانیرسان  آللاه هامیسین علی ده باخ گور

که اونیله تاپدیم آللاه اولا آند کبریایه

هرایکی جهانی گزسن گوره بیلمه رن فنانی

علی نین الی چاتاندا سرِ چشمة بقایه

مگر اي سحاب رحمت یاغاسان وگرنه دوزخ

وئرار اوت شرار قهری اوزماندا ماسوایه

دور ایاقه یوخلی مسکین چال علی قاپی سین ایندی

که باغیشلیار کرمدن اوزوگون او شه گدایه

علی دن سوبای سفارش کیم ائدر اوغول بو قاتل

چون اسیریدی الیزده یئتیشین او بی نوایه

علی دن سوبای اوغول کیم گتیرر ابوالعجائب

که اولا اوزی معرّف شهدای کربلایه

هامی پاکباز ایچینده باشا کیم یئتیردی عهدین

کیم علی کیمین جهاندا عمل ائیلدی وفایه

اونا من دییه مم آللاه نه اونون کیمی بشر وار

اولورام باخاندا حیران  شه ملک لا فتایه

گتیراي نسيم رحمت  توزی یار گزن دیاردان

که قانا باتان گوزوم تئز چاتا بلکه توتیایه

او امیدیلن که شایدیتیره مزارِیاره

اورگیمده چوخ یانیقلی سوزی وئرمیشم صبایه

فقرا دعا ائدنده آقاجان قضانی دوندر

که قضانین آفتیتنده جانی دوشمسین بلایه

نئجه نی کیمی نوایه گلیم ایندی آیریلیقدان

گیجه لرمنیم امیدیم بودی صبحدم نسیمی

که یارین پیام لطفون یئتیره بو آشنایه

گیجه یاری شهریارتک گل ائشیت او حق قوشوندان

اورگین غمین دیینده چاتاسان شهِ ولایه

دی ولائی تورکی یازسین بیزه شهریار یازاندان

کی علی الی نوانی یئتیره بو بینوایه
سیدناصرولائی20/10/1389 زنجان

 

یاعلی4



                                            گل آنا یا زهرا

گل    آنا   یا   زهرا    دی  سنده   واویلا بابام گئدیر الدن آتاسیز قالدیخ
 ییخیلیپ    محرابه   علی   نماز  اوسته آخیر باشیندان قان آتاسیز قالدیخ
قالدی زینب آغلار غم سینه سین داغلارسالار سنی یاده یاراسین باغلار
سنی سسلیر آنا دییر یانا یانا بابام گئدیر الدن آتاسیز قالدیخ
دایا نیپدی مظلوم گوزو یا شلی کلثوم دولوپ اورک درده دییر بابام وای
سسلنیر گل قارداش آخیر گوزوندن یاش تئز گل حسین قارداش  آتاسیز قالدیخ
او ادبلی عباس او مظهر احساس دوتوپ اورکدن یاس یانیر غیر تدن
سینه سی اوتلانیر   ایچریدن یانیر آخیر گوزوندن یاش آتا سیز قالدیخ
گل آنا یا زهرا یاراسینی باغلاقالیپ ایندی تنها آتاسیز قالدیخ
بابام اولدی بی کس بی کس اونا سنیدن سس یئتیش ایندی داده آتاسیز قالدیخ
آتام مظلوم اولدی گل تک رنگی سولدی گوزی قانه دولدی ای وای بابام وای
 دوشوپدی  چوخ  دیلدن بابام گدیر الدن  سسلیر سنی هرآن ای وای بابام وای
آخیر باشیندان قان قیزین ائدیر افغان یتیش داده الان آتا سیز قالدیخ    
آناجان یا زهرا گوزلرینی باغلا اوزون ائیله اعلان  آتا سیز قالدیخ
                                                     15/9/80  سید ناصرولائی زنجان

یاعلی2

شب کوچ همای قاف دین است
همان مردی که مظهر بر یقین است
بنال ای دیدة غمدیدة من
عدالت با علی دفن زمین است
خدایا کافری شق القمر کرد
عزادار علی روح الامین است
حسین امشب بود گریان بابا
حسن در این مصیبت دلغمین است
علی آن مظهر داد و عدالت
میان بستر ازآن ضرب کین است
گهی درحال غش گاهی به صحبت
دگر ترک جهان بر او یقین است
یتیمان را کند هردم سفارش
علی ازغصة آنها حزین است
یتیم کوفه دارد شیر در دست
سرش خونین امیر المومنین است
1378 زنجان ولائی

امام علی


علی از هر تعلق پاک میرفت
صدای ناله تا افلاک میرفت
صداقت از حکومت کوچ می کرد
عدالت با علی در خاک میرفت
***********************  
در آنشب که علی را خاک کردند
الهی یا الهی یا الهی
  به حال آل طاها خود گواهی
در آنشب که علی را خاک کردند
در آنجا سینه ها را چاک کردند
همه گریان و نالان بازگشتند
همه زار و پریشان باز گشتند
علی با فرق خونین رفت در خاک
همان کوه شرف دریای ادراک
علی قرآن ناطق گشته خاموش
شده یاران او با غم هم آغوش
براه خود یکی ویرانه دیدند
صدای ناله ای زانجا شنیدند
صدای آه و واویلا می آمد
صدا از پیر نا بینا می آمد
امام مجتبی فرمود ای مرد
زچه می نالی ای محروم پر درد
بگفتا چند روزی سرور من
نمی آید به پیشم یاور من
منم تشنه منم مولا گرسنه
که چندی مانده ام تنها گرسنه
امام مجتبی فرمود آیا
نشانی داری از آن یار تنها
بگفتا منکه بینایی ندارم
ولی از او نشانها می شمارم
نگفت او گرچه از نام ئنشانش
بود تنها خدا ذکر زبانش
فقط دانم که او مرد خدا بود
زخدمت بهر من هرگز نیاسود
در و دیوار با او آشنایند
به وقت ذکر با او همصدایند 
همی می گفت با اشک و انابه 
نمی آید چرا   در این خرابه
مگر گشته زمن آن مرد دلگیر
که هستم عاجز و  فردی زمینگیر
شنیدند این سخن تا آل طاها
به گریه آمدند از  داغ مولا
حسن فرمود او بابای ما بود
امام و رهبری درد آشنا بود
الا ای پیرمرد زار وغمگین
علی شد کشته از یک ضربة کین
یتیمان را پلیدی بی پدر کرد
که شمشیرش به فرق او اثر کرد
بلی آن خسرو خوبان علی بود
انیس و یار محرومان علی بود
چوشد آن پیرزین ماتم خبردار
به گریه آمد و زد ناله بسیار
چنین خواهش نمود آن پیر نالان
غمین و پُر ز سوز و زار و گریان
مرا قبر شه کون ومکانم
دهید ای نور چشمانم نشانم
ورا بردند با خود آل حیدر
بسوی قبر آن یار پیمبر
چنان زد ناله ای آن پیر مسکین
که شد از غصّه اش هر دیده غمگین
در آنجا جان او ازتن جدا شد
به مولای غریب خود فدا شد
صدای ناله و فریاد این مرد
خدایا داغ دل را تازه تر کرد
همان داغی که داغ آشنا بود
که اوّل زائر او در کربلا بود
همان جابر همان یار پیمبر
که شد از داغ مولا زار وضطر
اگر آن مرد نابینا علی را
شنیده غرق خون فرق ولی را
برای آن خبر طاقت ندارد
ندیده از غمش جان می سپارد
ولی جایر غمش باور ندارد
حسین سر هم در آن پیکر ندارد
سر مولای او از تن جدا شد
همان سر که مکانش نیزه ها شد
ببین جابر حسینت سر ندارد
نه سر انگشت و انگشتر ندارد

*********************************

 گل آنا یا زهرا

گل    آنا   یا   زهرا    دی  سنده   واویلا بابام گئدیر الدن آتاسیز قالدیخ
ییخیلیپ    محرابه   علی   نماز   اوسته آخیر باشیندان قان آتاسیز قالدیخ
قالدی زینب آغلار غم سینه سین داغلارسالار سنی یاده یاراسین باغلار
سنی سسلیر آنا دییر یانا یانا بابام گئدیر الدن آتاسیز قالدیخ
دایا نیپدی مظلوم گوزو یا شلی کلثوم دولوپ اورک درده دییر بابام وای
سسلنیر گل قارداش آخیر گوزوندن یاش تئز گل حسین قارداش  آتاسیز قالدیخ
او ادبلی عباس او مظهر احساس دوتوپ اورکدن یاس یانیر غیر تدن 
سینه سی اوتلانیر   ایچریدن یانیر آخیر گوزوندن یاش آتا سیز قالدیخ
گل آنا یا زهرا یاراسینی باغلاقالیپ ایندی تنها آتاسیز قالدیخ
بابام اولدی بی کس بی کس اونا سنیدن سس یئتیش ایندی داده آتاسیز قالدیخ
آتام مظلوم اولدی گل تک رنگی سولدی گوزی قانه دولدی ای وای بابام وای 
دوشوپدی  چوخ  دیلدن بابام گدیر الدن  سسلیر سنی هرآن ای وای بابام وای
آخیر باشیندان قان قیزین ائدیر افغان یتیش داده الان آتا سیز قالدیخ   
  آناجان یا زهرا گوزلرینی باغلا اوزون ائیله اعلان  آتا سیز قالدیخ                                                      15/9/80  سید ناصرولائی زنجان [ یکشنبه *********************** خدا خدا یا رب خدا خدا یارب تمام عاشقها فدای

عدالت با علی

علی از هر تعلق پاک میرفت

صدای ناله تا افلاک میرفت

صداقت از حکومت کوچ می کرد

عدالت با علی در خاک میرفت

***********************


در آنشب که علی را خاک کردند

الهی یا الهی یا الهی  
به حال آل طاها خود گواهی
در آنشب که علی را خاک کردند
در آنجا سینه ها را چاک کردند
همه گریان و نالان بازگشتند
همه زار و پریشان باز گشتند
علی با فرق خونین رفت در خاک
همان کوه شرف دریای ادراک
علی قرآن ناطق گشته خاموش
شده یاران او با غم هم آغوش
براه خود یکی ویرانه دیدند
صدای ناله ای زانجا شنیدند
صدای آه و واویلا می آمد
صدا از پیر نا بینا می آمد
امام مجتبی فرمود ای مرد
زچه می نالی ای محروم پر درد
بگفتا چند روزی سرور من
نمی آید به پیشم یاور من
منم تشنه منم مولا گرسنه
که چندی مانده ام تنها گرسنه
امام مجتبی فرمود آیا
نشانی داری از آن یار تنها
بگفتا منکه بینایی ندارم
ولی از او نشانها می شمارم
نگفت او گرچه از نام ئنشانش
ُ
  بود تنها خدا ذکر زبانش
فقط دانم که او مرد خدا بود
زخدمت بهر من هرگز نیاسود
در و دیوار با او آشنایند
به وقت ذکر با او همصدایند
 همی می گفت با اشک و انابه
 نمی آید چرا   در این خرابه
مگر گشته زمن آن مرد دلگیر
که هستم عاجز و  فردی زمینگیر
شنیدند این سخن تا آل طاها
به گریه آمدند از  داغ مولا
حسن فرمود او بابای ما بود
امام و رهبری درد آشنا بود
الا ای پیرمرد زار وغمگین
علی شد کشته از یک ضربة کین
یتیمان را پلیدی بی پدر کرد
که شمشیرش به فرق او اثر کرد
بلی آن خسرو خوبان علی بود
انیس و یار محرومان علی بود
چوشد آن پیرزین ماتم خبردار
به گریه آمد و زد ناله بسیار
چنین خواهش نمود آن پیر نالان
غمین و پُر ز سوز و زار و گریان
مرا قبر شه کون ومکانم
دهید ای نور چشمانم نشانم
ورا بردند با خود آل حیدر
بسوی قبر آن یار پیمبر
چنان زد ناله ای آن پیر مسکین
که شد از غصّه اش هر دیده غمگین
در آنجا جان او ازتن جدا شد
به مولای غریب خود فدا شد
صدای ناله و فریاد این مرد
خدایا داغ دل را تازه تر کرد
همان داغی که داغ آشنا بود
که اوّل زائر او در کربلا بود
همان جابر همان یار پیمبر
که شد از داغ مولا زار وضطر
اگر آن مرد نابینا علی را
شنیده غرق خون فرق ولی را
برای آن خبر طاقت ندارد
ندیده از غمش جان می سپارد
ولی جایر غمش باور ندارد
حسین سر هم در آن پیکر ندارد
سر مولای او از تن جدا شد
همان سر که مکانش نیزه ها شد
ببین جابر حسینت سر ندارد
نه سر انگشت و انگشتر ندارد
و صلی الله علیک یا اباعبدالله

 4/8/1384    زنجان   سید ناصر ولایی 

گل آنا یا زهرا

                                            گل آنا یا زهرا

گل    آنا   یا   زهرا    دی  سنده   واویلا بابام گئدیر الدن آتاسیز قالدیخ
 ییخیلیپ    محرابه   علی   نماز   اوسته آخیر باشیندان قان آتاسیز قالدیخ
قالدی زینب آغلار غم سینه سین داغلارسالار سنی یاده یاراسین باغلار 
سنی سسلیر آنا دییر یانا یانا بابام گئدیر الدن آتاسیز قالدیخ
دایا نیپدی مظلوم گوزو یا شلی کلثوم دولوپ اورک درده دییر بابام وای
سسلنیر گل قارداش آخیر گوزوندن یاش تئز گل حسین قارداش  آتاسیز قالدیخ
او ادبلی عباس او مظهر احساس دوتوپ اورکدن یاس یانیر غیر تدن 
سینه سی اوتلانیر   ایچریدن یانیر آخیر گوزوندن یاش آتا سیز قالدیخ 
گل آنا یا زهرا یاراسینی باغلاقالیپ ایندی تنها آتاسیز قالدیخ
بابام اولدی بی کس بی کس اونا سنیدن سس یئتیش ایندی داده آتاسیز قالدیخ
آتام مظلوم اولدی گل تک رنگی سولدی گوزی قانه دولدی ای وای بابام وای
 دوشوپدی  چوخ  دیلدن بابام گدیر الدن  سسلیر سنی هرآن ای وای بابام وای
آخیر باشیندان قان قیزین ائدیر افغان یتیش داده الان آتا سیز قالدیخ     
آناجان یا زهرا گوزلرینی باغلا اوزون ائیله اعلان  آتا سیز قالدیخ
                                                     15/9/80  سید ناصرولائی زنجان

علی علی مولا چراشدی تنها

شکسته شد دلها زداغ تو مولا شکسته فرق تو شکسته قلب ما
که غصب شد حقت به دست ظالمها فدای تومولا فدای تومولا
***************************************
خدا خدا یا رب خدا خدا یارب تمام عاشقها فدای تو مولا
زده لگد بردر زکینه آن کافر بیا رسول ا... نگربراین امت
شکسته پهلوی عزیزهء عالم فتاده در بسترفغان از آن غوغا
***************************************
زشعلهءسرکش که سرزد ازآتش فکنده درمحنت تمام دنیا را
سه شعبه تیری رازدند بر قلبش که برزمین افتاداز آن ستون دین
شده تنش نیلی عزیزهء زهرااسیرشد سجاد امام با تقوا
***************************************

توکشتهء عدل وعدالتی مولا کندکنون زینب نظاره بر رویت
حسن شده گریان حسین پریشان است تمام یارانت زغصه نالانند
ز جنت الا علی روان شده زهرا که با سر زخمی علی است مهمانش
کجاست ای مادر کسی که می آوردز نان و از خرما برای ما هر شب
بسوزد از این غم دل همه عالم چه یشود بر ما نظر کنی یک دم

فدای تو مولا فدای تو مولا

 

 

فدای تو مولا فدای تو مولا

 

فغان و واویلا فدای تو مولا

 

نرو نرو بابا فدای تو مولا

 

 

 

شوی رضا ازما        فدای تومولا

علی علی مولا چراشدی تنهاتومونس غمها شدی پس از زهرا
زعشق حق مستی توبرخدادستی تواولین مظلوم دراین جهان هستی
**************************************************
رسد زنخلستان صدای تو هرشب که میزنی فریاد زشوق وصل حق
به منکران حق خدا کند لعنت به درگهت آتش زدند دربیعت
به پشت درزهرافغان ازآن ماتم که کشته شد محسن زضرب در آندم
**************************************************
ز من اگر پرسند که کشته مولا را بگویم آن قاتل که کشته زهرا را
سرت به ضرب کین اگرچه شدخونین سرحسینت شدجدازتن ازکین
همان عدوبسته دو دست زینب را به شام ودرکوفه کشانده درهر جا
**************************************************
 کنون حسین تو نشسته پهلویت کند نظر این دم به خون گیسویت
دراین طرف زینب درآن طرف کلثوم زپشت سرعباس نگه کندمظلوم
کنون زجسم اوجدا شده جانش به سر زند شیعه که رفته جانانش
زدیده ها بارد سرشک غم امشب یتیمها دارندز غم فغان بر لب
ولایی ای مولا زد از ولایت دم بکویت آمد تا شود شریک غم

 

یاد مادر

 

هردختری هنگام غم یادی زمادر می کند
مادر نباشد وقت غم یادش مکرر می کند
بنگر دراین شب تاسحر زینب چه گوید دیده تر
آه وفغان با سوز جان از زخم حیدر میکند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
مادر ببین تنها شدم گویا که بی بابا شدم
شد فرق او تاغرق خون  من همدم غمها شدم
از غصه ء بابای خود دلخسته در دنیا شدم
هر دل که باشد مثل گل این غصه پرپر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
باپای خود بابای من گرچه به خانه آمده
تاخانه بابا گوییا بر روی شانه آمده
بابای من دلخسته ازجور زمانه آمده
چشم مرا اندوه او از خون دل تر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
از دیدن زخم پدر مادر ز پا بنشسته ام
بنگر مرا مادر دگر از جور دنیا خسته ام
چون مرغکی تنها دراینجا بال وپر بشکسته ام
بنگر چسان شق القمریک فرد کافر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
گویم به بابایم کنون بابا نرو با من بمان
این قلب زخمی را مکن بر تیر اندوهت نشان
زینب ندارد طاقت هجران تو ای مهربان
کی رفتنت را از جهان غمدیده باور می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
ای مهربان بابای من با زینبت حرفی بزن
ای هستی و دنیای من با زینبت حرفی بزن
بابای بی همتای من با زینبت حرفی بزن
یک روز را هم دخترت بی تو چه سان سر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
زینب بمیرد در سرت اما نبیند جای زخم
اشکت چرا جاری شده همراه خون در پای زخم
از دیدن خون در سرت دل می شود در پای زخم
قلب مرا آه ای پدر این غم مکدر میکند
چشمان خود را باز کن بابایم از دنیا نرو
این دخترت را هم ببر گرمی روی تنها نرو
من زینبم بی مادرم از پیش من بابا مرو
کی تاب بر هجران تو این قلب مضطر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
بس کن ولایی شرح غم خون شد دل اهل قلم
زینب پس از این ماجرا بیند بس ظلم و ستم
یکبار دیگر کوفه را می بیند آن ماءنوس غم
تا بر سر خونین نظر غمدیده خواهر می کند
آن فرق خونین بیند او قرآن تلاوت می کند
یا بن الحسن آندم چه سان تاب مصیبت می کند
روی کجاوه خون سر جاری به تربت می کند
زینب در آن جا ناله از داغ برادر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
   25/8/80                            سید ناصر ولائی

همای قاف دین

شب کوچ همای قاف دین است
همان مردی که مظهر بر یقین است

بنال ای دیدة غمدیدة من
عدالت با علی دفن زمین است
خدایا کافری شق القمر کرد
عزادار علی روح الامین است
حسین امشب بود گریان بابا
حسن در این مصیبت دلغمین است
علی آن مظهر داد و عدالت
میان بستر ازآن ضرب کین است
گهی درحال غش گاهی به صحبت
دگر ترک جهان بر او یقین است
یتیمان را کند هردم سفارش
علی ازغصة آنها حزین است
یتیم کوفه دارد شیر در دست
سرش خونین امیر المومنین است
1378 زنجان ولائی

میلاد یاور طاها

 

موسم میلاد یاور طاها ست
جلوه گر از رویش نور تولّاست
شادی دلها از آن رخ زیباست
نور خدایی در حال تجلّاست
یاران دراین شب، شمس دل آرا، گشته نمایان
آمد به دنیا، محبوب دلها، برجسم ماجان
میلاد مولا، یارپیمبر ، برما مبارک
مولود کعبه در حال سجود است
بین ملائک این گفت وشنود است
او علّت خلق وبود ونبود است
نسل وتبار او فخر وجود است
آقای ما و دلبندما اوست آن طفل زیبا
عبد خدا و روح صفا اوست همکفو زهرا
میلاد سرور، محبوب داور، بر ما مبارک
ما همه خوشحال وخرّم و شادیم
دیده و دل را بر عشق تو دادیم
جان به ره دیدار تو نهادیم
چشم به راه تو در روز معادیم
آن یار احمد،آمد خوش آمد،امشب به دنیا
روشن زرویش، شد جان هستی، هم خانة ما
میلاد تنها ،ساقیّ کوثر، بر ما مبارک
به به نه گویچک دی بو تازه مولود
مظهرحقدی هم مرحمت و جود
خالقه ائیلور حمد  الله دی مسجود
اوغلودی مولانین مهدی موعود
درده دوادی، مولاعلی نین ،قونداقی یارب
 نوری آلیپدی، ارض و سما و، آفاقی یارب
مولاعلی نین، میلادی اولسون،یاران مبارک
کعبه یه داخل چون اولدی آناسی
گلدی بو دنیایه کعبه بالاسی
 اولسون اومولانین جانلار فداسی
واردی رضاسیندا الله رضاسی
مولا علی جان ، سنسن بیزیمچون، جانان علی جان
اولموش جمالین گون تک جهاندا تابان علی جان
اولموش جهانه ،مولود کعبه ، هرآن مبارک

صورت زیباسی آیة رحمت
آندیندا ظاهر دی نور امامت

صاحب عصمتدی وارث حکمت
معدن جود و هم کان کرامت
بعداز پیمبر،یوخدی جهاندا، مولا یه همتا
گورمز یقینا
ً،بیرده اونون تک ،عمرونده دنیا
اولسون بیزیمچین،لطف خدایِ، رحمان مبارک
مولاعلی سنسن عالمه سلطان
شیعه لرین جانی جانیوه قربان
جان جهان سنسن بیزلره جانان
سائله یا مولا ائیله سن احسان
هردرده درمان،سنسن علی جان،یار پیمبر
همکفوِ زهرا ،امیر ومولا، سنسن دلاور
اولدی وجودی ،هردردین اولسا، درمان مبارک
حیدر کرّاریدی صاحب منصب
قلبیده چون عشقی  اولدی لبالب
یازدی ولایی دا ذرّه جه مطلب
 لطف و عطاده یوخ لنگه سی یارب
بیزدن  الهی، گوندر سلامی، سلطان دینه
واصل بویور تئز، جمعین سلامین، قبر حسینه
اولسون بوجَمعه  دیدار روی  جانان مبارک
                                         

     سیدناصرولایی 23/5/1384


 

مرثیه های حضرت علی(ع)

هردختری هنگام غم یادی زمادر می کند
مادر نباشد وقت غم یادش مکرر می کند
بنگر دراین شب تاسحر زینب چه گوید دیده تر
آه وفغان با سوز جان از زخم حیدر میکند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
مادر ببین تنها شدم گویا که بی بابا شدم
شد فرق او تاغرق خون  من همدم غمها شدم
از غصه ء بابای خود دلخسته در دنیا شدم
هر دل که باشد مثل گل این غصه پرپر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
باپای خود بابای من گرچه به خانه آمده
تاخانه بابا گوییا بر روی شانه آمده
بابای من دلخسته ازجور زمانه آمده
چشم مرا اندوه او از خون دل تر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
از دیدن زخم پدر مادر ز پا بنشسته ام
بنگر مرا مادر دگر از جور دنیا خسته ام
چون مرغکی تنها دراینجا بال وپر بشکسته ام
بنگر چسان شق القمریک فرد کافر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
گویم به بابایم کنون بابا نرو با من بمان
این قلب زخمی را مکن بر تیر اندوهت نشان
زینب ندارد طاقت هجران تو ای مهربان
کی رفتنت را از جهان غمدیده باور می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
ای مهربان بابای من با زینبت حرفی بزن
ای هستی و دنیای من با زینبت حرفی بزن
بابای بی همتای من با زینبت حرفی بزن
یک روز را هم دخترت بی تو چه سان سر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
زینب بمیرد در سرت اما نبیند جای زخم
اشکت چرا جاری شده همراه خون در پای زخم
از دیدن خون در سرت دل می شود در پای زخم
قلب مرا آه ای پدر این غم مکدر میکند
چشمان خود را باز کن بابایم از دنیا نرو
این دخترت را هم ببر گرمی روی تنها نرو
من زینبم بی مادرم از پیش من بابا مرو
کی تاب بر هجران تو این قلب مضطر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
بس کن ولایی شرح غم خون شد دل اهل قلم
زینب پس از این ماجرا بیند بس ظلم و ستم
یکبار دیگر کوفه را می بیند آن ماءنوس غم
تا بر سر خونین نظر غمدیده خواهر می کند
آن فرق خونین بیند او قرآن تلاوت می کند
یا بن الحسن آندم چه سان تاب مصیبت می کند
روی کجاوه خون سر جاری به تربت می کند
زینب در آن جا ناله از داغ برادر می کند
ای وای من ای وای من  زخمی شده بابای من
             25/8/80                                    سید ناصر ولائی

مولا علی سوی مسجد شده روان
خواند نماز صبح با جمع مردمان
****************

بنگر عدالت آن مرد پاکباز
مولا ندا دهد از موسم نماز
******************

او بی خبر ز خود با حق به گفتگوست
قاتل ز پشت سر دارد از آن خبر
شمشیر در هوا در حالت صعود
با ضربت تمام بر فرق آن امام
******************

فواره زد ز سر تا خون مرتضی
سجاده غرق خون شد فرق او دو تا
******************

ای آسمان شوی از این خبر خراب
افتاده روی خاک رخسار بوتراب
*****************

هر شعیه علی گرید ز سوز جان
در گریه مسلمین در ناله قدسیان
******************

در کوفه زین خبر افتاده ولوله
مردم به پرس و جو هر گوشه گفتگو
یاران مرتضی گریان به هر طرف
شد فرق مرتضی آن مظهر شرف
*****************

بر روی یک گلیم ان جسم خونفشان
آید ز هر مکان فریاد الامان
*****************

مولا در آن گذر شد تا که با خبر
فرموده مرتضی با فرق غرق خون
راضی نمی شوم تا دختران من
******************

راضی نمی شوی ای مشعل هدی
بنگر به صحنه ای خواهر کند نظر
آندم که بیند او درخون حسین تو
کی میشوی رضا در دشت کربلا
*********************

گوید ولایی از مهر و ولای تو
یا مرتضی علی ای بر همه ولی

 

 

جانها فدای تو
مولا علی علی

جانها فدای تو
مولا علی علی

 

جانها فدای تو
مولا علی علی

 

جانها فدای تو
مولا علی علی

جانها فدای تو
مولا علی علی

جانها فدای تو
مولا
علی علی

جانها فدای تو
مولا علی علی

جانها فدای تو
مولا علی علی

 

 

جانها فدای تو
مولا علی علی

 

جانها فدای تو
مولا علی علی

 

جانها فدای تو

مولا علی علی

در صبح نوزده تا شد سحر عیان
گوید خدا خدا ( مولا ز سوز جان )2
*****************

بیند که قاتلش باشد به خواب ناز
وانگه اقامه ای در حال سوز و ساز
******************

مولا که با خدا هر لحظه روبروست
شمشیراوبه کف شخصی که فتنه جوست
مولا علی بود مست می سجود
آید ز پشت سر شمشیر او فرود
****************

گفتا که رستگار گشتم من ای خدا
در ناله آمد از  این غصه ماسوا
*******************

شد موی مرتضی با خون خود خضاب
بر مهر مصطفی این بود آن جواب
*****************

از غصه زمین می گرید آسمان
شد کشته مرتضی شد ناله ها فغان
*****************

در مسجد آمده گویا که زلزله
یاران همه غمین دشمن به هلهله
پیچیده این خیر در کوفه و نجف
بر ضرب خصم دون آه ای خدا هدف

******************

بنهاده شیعیان جمله به سر زنان
شد جسم نیمه جان تاخانه اش روان
*****************

شاید که دخترش باشد به پشت در
با پای خود کنون در خانه پا نهم
 از دیدنم شوند اکنون دچار غم
********************

زینب ببیند آن خونین سر تو را
برجسم غرق خون در خاک کربلا
گیرد زخون وضو آن نورعین تو
افتد به خاک .خون آن مظهر صفا
********************

پیوسته بر درت باشد گدای تو
جانهای ما همه باشد فدای تو
سید ناصر ولایی سال 1380

 

گل    آنا   یا   زهرا    دی  سنده   واویلا         واویلا
سنه       قربان       جانلار       یارالی        ای          مولا

******************************

ییخیلیپ          محرابه           علی      نماز         اوسته

سنه       قربان           جانلار     یارالی      ای       مولا

******************************

قالدی زینب آغلار غم سینه سین داغلار

سنی سسلیر آنا دییر یانا یانا

سنه       قربان         جانلار      یارالی       ای       مولا                                                                 اوره کی قاندی

********************************

سسلنیر گل قارداش آخیر گوزوندن یاش
دایا نیپدی مظلوم گوزو یا شلی کلثوم
سنه       قربان         جانلار      یارالی       ای       مولا

********************************

او ادبلی عباس او مظهر احساس
سینه سی اوتلانیر   ایچریدن یانیر
سنه       قربان         جانلار      یارالی       ای       مولا

********************************

گل آنا یا زهرا یاراسینی باغلا
قالیپ ایندی بی کس اونا سنیدن سس
سنه       قربان         جانلار      یارالی       ای       مولا

********************************

آتام مظلوم اولدی گل تک رنگی سولدی
باشدا یارا گلدی غملردن دینجلدی
سنه       قربان         جانلار      یارالی       ای       مولا

********************************

گل آنا یا زهرا گوزلرینی باغلا
دوشوپدی  چوخ  دیلدن     بابام گدیر     الدن
سنه       قربان         جانلار      یارالی       ای       مولا

********************************

 

 

بابام گدیر الدن آتا سیز قالدیخ
یارالی ای مولا یارالی مولا
*******************************

آخیر باشیندان قان آتا سیز قالدیخ 

یارالی ای مولا یارالی مولا


*******************************

سالار سنی یاده یاراسین باغلار

یتیش داده الان آتا سیز قالدیخ
یارالی ای مولا یارالی مولا

*******************************

دولوپ اورک درده دییر بابام وای
دییر گل آناجان آتا سیز قالدیخ
یارالی ای مولا یارالی مولا
*******************************

دوتوپ اورکدن یاس یانیر غیر تدن
آخیر گوزوندن یاش آتا سیز قالدیخ
یارالی ای مولا یارالی مولا
*******************************

علی کمک سیزدی رنگی سارالیپ
قیزین ائدیر افغان آتا سیز قالدیخ
یارالی ای مولا یارالی مولا
*******************************

گوزی قانا دولدی یتیش فریاده
اولدو گوزوم گریان آتا سیز قالدیخ
یارالی ای مولا یارالی مولا
*******************************

آتام بو امتدن اوره گی قاندی
اوزون ائیله اعلان  آتا سیز قالدیخ
یارالی ای مولا یارالی مولا
*******************************

 


15/9/80  سید ناصرولائی زنجان

 

گل آنا یا زهرا

علی علی مولا چراشدی تنهاتومونس غمها شدی پس از زهرا
زعشق حق مستی توبرخدادستی تواولین مظلوم دراین جهان هستی
***************************************
رسد زنخلستان صدای تو هرشب که میزنی فریاد زشوق وصل حق
به منکران حق خدا کند لعنت به درگهت آتش زدند دربیعت
به پشت درزهرافغان ازآن ماتم که کشته شد محسن زضرب در آندم

***************************************
ز من اگر پرسند که کشته مولا را بگویم آن قاتل که کشته زهرا را
سرت به ضرب کین اگرچه شدخونین سرحسینت شدجدازتن ازکین
همان عدوبسته دو دست زینب را به شام ودرکوفه کشانده درهر جا
 **************************************
 کنون حسین تو نشسته پهلویت کندنظر این دم به خون گیسویت
دراین طرف زینب درآن طرف کلثوم زپشت سرعباس نگه کندمظلوم
کنون زجسم اوجدا شده جانش به سر زند شعیه که رفته جانانش
زدیده ها بارد سرشک غم امشب یتیمها دارندز غم فغان بر لب
ولاایی ای مولا زد از ولایت دم بکویت آمد تا شود شریک غم

 

 

فدای تو مولا فدای تو مولا

 

 

 

 

فدای تو مولا فدای تو مولا

 

 

 

 

فغان و واویلا فدای تو مولا

 

 

نرو نرو بابا فدای تو مولا

 

 

 

 

 

شوی رضا ازمافدای تومولا

شکسته شد دلها زداغ تو مولا شکسته فرق تو شکسته قلب ما
که غصب شد حقت به دست ظالمها فدای تومولا فدای تومولا
************************************
خدا خدا یا رب خدا خدا یارب تمام عاشقها فدای تو مولا
زده لگد بردر زکینه آن کافر بیا رسول ا... نگربراین امت
شکسته پهلوی عزیزهء عالم فتاده در بسترفغان از آن غوغا
***************************************
زشعلهءسرکش که سرزد ازآتش فکنده درمحنت تمام دنیا را
سه شعبه تیری رازدند بر قلبش که برزمین افتاداز آن ستون دین
شده تنش نیلی عزیزهء زهرااسیرشد سجاد امام با تقوا
***************************************

توکشتهء عدل وعدالتی مولا کندکنون زینب نظاره بر رویت
حسن شده گریان حسین پریشان است تمام یارانت زغصه نالانند
ز جنت الا علی روان شده زهرا که با سر زخمی علی است مهمانش
کجاست ای مادر کسی که می آوردز نان و از خرما برای ما هر شب
بسوزد از این غم دل همه عالم چه یشود بر ما نظر کنی یک دم

 

بیرقیز کی سنین یاره وی باغلاردی علیجان
****************************
زینب سنه قربان بابا جان هاردا قالیپسان
ظلمیله سنین باشیوی کیم یاردی علیجان
****************************

گل غملریوی بیر گیجه لیق ائیله فراموش
اولسیدی آنام یاره وی باغلاردی علیجان
 ***************************

قویما بوقدر اوتدا یانام دور منی دیندیر
سن تک منه غمخوار بابا کیم واردی علیجان
****************************
هجرینده حسین وحسنین باغری قان اولدی
زینب گوزو آغلار سنی آختاردی علیجان
****************************

زینب آتاسیزلیق غمینی بیلدی واویلا
قانین اثری ائوده هله واردی علیجان

****************************

غملر باباجان بیزلره    باشدان ته زه   لندی
شاهد قان اولان گوزلره مسمار دی علیجان

****************************

 

 

سیدناصر ولائی: 16/8/83 ساعت 8 شب

 

****************************
زینب قیزیوین گوزلری آغلاردی علیجان
جانیم سنه قربان آولا جانیم سنه قربان
 ***************************

زینب قیزیوین گوزلری آغلاردی علیجان
جانیم سنه قربان آولا جانیم سنه قربان
 ***************************

 زینب قیزیوین گوزلری آغلاردی علیجان
جانیم سنه قربان آولا جانیم سنه قربان
****************************        
زینب قیزیوین گوزلری آغلاردی علیجان
جانیم سنه قربان آولا جانیم سنه قربان
****************************

 

زینب قیزیوین گوزلری آغلاردی علیجان
جانیم سنه قربان آولا جانیم سنه قربان
****************************

زینب قیزیوین گوزلری آغلاردی علیجان
جانیم سنه قربان آولا جانیم سنه قربان
****************************

 

 

 

زینب قیزیوین گوزلری آغلاردی علیجان
****************************

ای وای بابا جان هاردا قالیپسان سنه قربان
شمشیر جفانی بابا کیم ویردی باشیندان ****************************
دور قبریدن الان بابا جان آچ منه آغوش
سس ویر سسیمه   اولماگیلان ساکت و خاموش
****************************
بیکس قیزیوام  یوخدی آنام دور منی دیندیر
یاتما قوری یئر لرده بابام دور منی دیندیر
****************************
سنسیز بیزه دنیا باباچوخ پیس زمان اولدی
کلثوم باجیمین گور نئجه حالی یامان اولدی
****************************
هجران گونی هر بیر گونی بیر ایلدی واویلا
محرابه آخان قانیوی کیم سیلدی واویلا

****************************
سن گیتماقیلان قلبیمیزه غملر الندی
زهرا آنامین بوش یئری چوخ ائوده بیلیندی

****************************


 

 

الهی یا الهی یا الهی 
به حال آل طاها خود گواهی
در آنشب که علی را خاک کردند
در آنجا سینه ها را چاک کردند
همه گریان و نالان بازگشتند
همه زار و پریشان باز گشتند
علی با فرق خونین رفت در خاک
همان کوه شرف دریای ادراک
علی قرآن ناطق گشته خاموش
شده یاران او با غم هم آغوش
براه خود یکی ویرانه دیدند
صدای ناله ای زانجا شنیدند
صدای آه و واویلا می آمد
صدا از پیر نا بینا می آمد
امام مجتبی فرمود ای مرد
زچه می نالی ای محروم پر درد
بگفتا چند روزی سرور من
نمی آید به پیشم یاور من
منم تشنه منم مولا گرسنه
که چندی مانده ام تنها گرسنه
امام مجتبی فرمود آیا
نشانی داری از آن یار تنها
بگفتا منکه بینایی ندارم
ولی از او نشانها می شمارم
نگفت او گرچه از نام ئنشانش
ُبوَد تنها خدا ذکر زبانش
فقط دانم که او مرد خدا بود
زخدمت بهر من هرگز نیاسود
در و دیوار با او آشنایند
به وقت ذکر با او همصدایند
 همی می گفت با اشک و انابه
 نمی آید چرا   در این خرابه
مگر گشته زمن آن مرد دلگیر
که هستم عاجز و  فردی زمینگیر
شنیدند این سخن تا آل طاها
به گریه آمدند از  داغ مولا
حسن فرمود او بابای ما بود
امام و رهبری درد آشنا بود
الا ای پیرمرد زار وغمگین
علی شد کشته از یک ضربة کین
یتیمان را پلیدی بی پدر کرد
که شمشیرش به فرق او اثر کرد
بلی آن خسرو خوبان علی بود
انیس و یار محرومان علی بود
چوشد آن پیرزین ماتم خبردار
به گریه آمد و زد ناله بسیار
چنین خواهش نمود آن پیر نالان
غمین و پُر ز سوز و زار و گریان
مرا قبر شه کون ومکانم
دهید ای نور چشمانم نشانم
ورا بردند با خود آل حیدر
بسوی قبر آن یار پیمبر
چنان زد ناله ای آن پیر مسکین
که شد از غصّه اش هر دیده غمگین
در آنجا جان او ازتن جدا شد
به مولای غریب خود فدا شد
صدای ناله و فریاد این مرد
خدایا داغ دل را تازه تر کرد
همان داغی که داغ آشنا بود
که اوّل زائر او در کربلا بود
همان جابر همان یار پیمبر
که شد از داغ مولا زار وضطر
اگر آن مرد نابینا علی را
شنیده غرق خون فرق ولی را
برای آن خبر طاقت ندارد
ندیده از غمش جان می سپارد
ولی جایر غمش باور ندارد
حسین سر هم در آن پیکر ندارد
سر مولای او از تن جدا شد
همان سر که مکانش نیزه ها شد
ببین جابر حسینت سر ندارد
نه سر انگشت و انگشتر ندارد
و صلی الله علیک یا اباعبدالله
 4/8/1384    زنجان   سید ناصر ولایی

 

با حضرت حق قاضی الحاجات علی دراین شب دارد مناجات
شاید همان شب باشد که آخر     وعده به من داد آنراپیمبر
************************************

علی در این شب آن شاه مظلوم آمده مهمان دربیت کلثوم
پرسد عزیزم کی دیدی بابا  خورشت نانش باشد دوغذا

************************************

گاهی مشغول آیات قرآن گاهی بیاد قبر است ومیزان
به مسجد خواهد رود بر نمازگوید مناجات با سوز و گداز
************************************
دستگیرهء در گیرد زشالش گویا خبردار گشته زحالش
از دامن او گرفته مرغان می کنند آنها ازغصه افغان
************************************
یارب به حق شهید محراب به حق خون فرق بو تراب

 

 

**********

 

جان برتو قربان مولا علی جان

**********

 

الهی العفو الهی العفو(2)

 

جان برتو قربان مولا علی جان

 

مینگردگاه بر آسمانها گوید که بینم در آن نشانها
ای جان وجانان مولا علی جان  جان برتو قربان مولا علی جان
************************************

نان ونمک هم یک کاسهء شیراز آن تجمل شد مولا دلگیر
قربانت مولا هرگز نبودی اسیر شهوت اسیر دنیا

************************************

چشمانش گاهی برآسمانهاست گاهی به فکر قوت یتیمان
علی می آید سوی تو یا رب گشاید دستی به راز و نیاز
************************************

مرو ای مولا ازخانه بیرون مبادا ریزد خصم از سرت خون
ازخانه بیرون مرو علی جان     ازخانه بیرون مرو علی جان
************************************

بگذر زجرم وعصیان این جمع دعای ما را بنما مستجاب
      3/9/80  زنجان سید ناصر ولایی

 

 

ارکان جهان زغصه نالان علیست
اهل ملکوت هم پریشان علیست
در حسرت ماه روی تابان علیست
کلثوم به کنج خانه گریان علیست
زیرا که شب شام غریبان علیست
جویای نمک ز خوان احسان علیست
18/ 8/ 83  ساعت 4 بعد از ظهر

 

امشب که شب شام غریبان علیست
امشب که حسین گرید ازهجر پدر
امشب که امام مجتبی گرید زار
زینب به کجا پدرپدر می گوید
خون گریه کن ای دودیده در ماتم او
همواره ولایی از علی میگوید

 

 

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}