باده ی عشق

او کس که باده ی عشقینله دستماز آلسا
او مسته خوشدی شراب طهوره ناز ائله سین
اوکس که یوز یاخا تپراقیوه  ، قیامتده
یوز آق گلیپ  اوزمان کسب امتیاز ائله سین
تیمم ائیله سه کیم تربتینله قیلسا نماز
ملائکین قانادین خوشدی جانماز ائله سین
نیاز و نازی خدا پای وئریپدی عشاقه
بولطفودن نه روا خلقی بی نیاز ائله سین
مَجازی عشقلرین یوخ دوامی تئز داغیلار
بوعمری حیفیدی کیم مصرف مَجاز ائله سین
گره ک دوز عاشق اولان کربلایه یوز دوتسون
حسین قتلگهین قبله ی نماز ائله سین
گره ک آقام اوزی لطف ائیلیوب دوتا الدن
حریم عشقه ورود ائتماقی مُجاز ائله سین
حریم کرب و بلا سرّ ایچینده گیزلیندی
گره ک کی عاشقه معشوقی  کشف راز ائله سین
رضا قضایه حسین تک گورونمیوپ بیرکس
که یارینه نه واری هدیه پاکباز ائله سین
گلاب نابینی محبوبه پیشکش گتیره ن
عباده اوز گولونی ییقما وقتی باز ائله سین
الینده غنجه سینی یاره ائیله سین تقدیم
قانادجالان قوشونونی الده شاهباز ائله سین
دوشنده قتلگهه یارینه دیسین لبیک
اجل سفیرینی لبخندی پیشواز ائله سین
حرملرین باجیسین قیزلارین اسارتیچین
تحمل ائیله ماقا  ، صبری چاره ساز ائله سین
خدا زیارتیدی عرشیده او چوققور یئر
اوقانلی فرش ، گره ک عرشی سرفراز ائله سین
نیاز ونازیله ناز و نیازه باخ اوردا
گره ک خدایه نیاز ائیلینده ناز ائله سین
قالیپدی کرب و بلا حسرتی اورک لرده
آقا م گره ک اوزی باغلی مسیری باز ائله سین

18/7/1399 زنجان ولایی
 

 

 

کسی ز باده ی عشقت اگر وضو سازد
بجاست گر به شراب طهور نازکند
رواست آنکه به خاک تو روی خود ساید
ز روسفیدی خود کسب امتیاز کند
بر آن کسی که تیمم کند به تربت تو
مَلَک سزد که پرش فرش جانماز کند
نیاز و ناز ز بذل خدا به عشّاق است
مباد ، خلقِ خود از این دو ، بی نیاز کند
بساطِ عشق مَجازی چه سست بنیاد است
دریغِ عمر ، که کس مصرف مَجاز کند
برای عاشق مست تو کربلا کعبه ست
که قتلگاه تو را قبله ی نماز کند
زمام عاشق بی دل به دست معشوق است
رسد حریمش اگر وصلتش مُجازکند
به پشت پرده ی اسرار مانده جَلوَت یار
به آن که گم شده در دوست ، کشف راز کند
رضا قضای خدا را نبوده چون تو کسی
که هست و نیست فقط هدیه پاکباز کند
گلاب ناب کند پیشکش به محبوبش
عبای پُر ز گلش را به خیمه باز کند
به دست، مرغک پرّان گرفته تا اورا
به یُمن تربیت اش مرغِ شاهباز کند
به یار خویش بگوید زقتلگه لَبّیَک
به مرگ ، خنده زنان رفته پیشواز کند
برای اهل حرم در اسارت دشمن
نماز و صبر بر آن غصّه چاره ساز کند
مگر که عرش خدا گشته آن زیارتگاه
که عرش را سزد آن فرش سرفراز کند
نیاز و ناز به هم می دهند اینجا جا
که او به وقت نیازش به یار ناز کند
زیارتش شده حسرت برای پیر و جوان
خدا کند که خودش راه بسته باز کند
26/10/1399 زنجان ولایی

 

 

نوای نی

بگرفت نی نوای خود از نینوای تو

کرب و بلاست مشتقی از کربلای تو

داری به حشر جنت و دوزخ در اختیار

ای تک کلید روضة رضوان رضای تو

دربارگاه حضرت حق پاسخی نبود

همپایة الستی قالو بلای تو

در راه حق ای آنکه گذشتی زهستی ات

ریزد خدا تمامی هستی به پای تو

شد سعی حاجیان همه از مروه تا صفا

مروه که سهل کعبه ندارد صفای تو

در امتحان هرچه بلا ای تو روسفید

شد ابتلا نشانة قرب و ولای تو

خواندی به یاریت همه را روز واقعه

آید بگوش تا به قیامت صلای تو

قربانی منای چه کس بود جان خویش
ای جان نثارحق همه جانها فدای تو
افزون ز یک دو ذبح نبرده منا کسی

هفتاد ودو ذبیح تو شد در منای تو

از عمق جان اگرچه ولایی غزل سرود

هرگز نبود اوج غزل در رسای تو

1391/2/16ساعت

 

کعبه ندارد صفای تو

بگرفت نی نوای خود از نینوای تو
کرب و بلاست مشتقی از کربلای تو
داری به حشر جنت و دوزخ در اختیار
ای تک کلید روضة رضوان رضای تو
دربارگاه حضرت حق پاسخی نبود
همپایة الستی قالو بلای تو
در راه حق ای آنکه گذشتی زهستی ات
ریزد خدا تمامی هستی به پای تو
شد سعی حاجیان همه از مروه تا صفا
مروه که سهل کعبه ندارد صفای تو
در امتحان هرچه بلا ای تو روسفید
کردی چه؟ شد خدای صمد مبتلای تو
خواندی به یاریت همه را روز واقعه
آید بگوش تا به قیامت صلای تو
قربانی منای چه کس بود جان خویش
ای جان نثارحق همه جانها فدای تو
افزون ز یک دو ذبح نبرده منا کسی

هفتاد ودو ذبیح تو شد در منای تو
از عمق جان اگرچه ولایی غزل سرود
هرگز نبود اوج غزل در رسای تو
1391/2/16ساعت 10
/50صبح

جانم تویی

جانم تویی
کمتر ازمورم در این عالم سلیمانم تویی
هستی و جانم فدایت هستی و جانم تویی
من تمام حسن را دیدم فقط در روی تو
در دل تاریکیِ شب  ، ماه تابانم تویی
هرچه زیباییست تنها جلوه ای از حُسنِ توست
دیده در راهم تورا زیبای کنعانم تویی
دوری از تو درد و دیدارت دوای درد ها ست
من چه گویم چون طبیب و درد و درمانم تویی
کالبد بی جان ندارد هیچ قدر و ارزشی
بی تو هیچم همچو جسمی بی رمق جانم تویی
من چو کاهم کهربایی آهنم آهنربایی
بر درت کمتر غلامم  شاه و سلطانم تویی
صدهزاران بار خواهم جان سپارم پیش پایت
مایة آغاز آرامش به پایانم تویی
من نخواهم صبح گردد شب مرا تا رستخیز
برسر بالین من آنشب که مهمانم تویی
(حا و سین ویا و نون) را همچوجان دارم عزیز
من ولائی هستم و همواره جانانم تویی
                       12 /11/1390 ساعت7 صبح

ذبح عظیم

 

وه چه زیبا در جهان وجهِ نکو دارد حسین
پیشِ حق در هر دو عالم  آبرو دارد حسین
قبله اش کعبه ولی کعبه به دورش در طواف
رو کند هرسو خدا را روبرو دارد حسین
گرچه سرّ الله اعظم هست آن ذبح عظیم
در میان سینه بس رازِ مگو دارد حسین
حاجیان بر دور کعبه زائرانش در طواف
آن به سنگ و این خدا در پشت و رو دارد حسین
مست می سازد  جهانی را بحق با جرعه ای
لذّتِ لا یوصفی را در سبو دارد حسین
اختیارِ جمله دریاها به دستش هست لیک
تشنه لب  خون گلو را بر وضو دارد حسین
خیمه ها در دست غارت پیکرش غرقاب خون
آنزمانهم ذکر یارب در گلو دارد حسین
در مقامِ صبرِ او ایّوب شد کمتر غلام
زیرخنجر هم رضا از لطف هو دارد حسین
بر شفاعت در حضورحضرت ربّ العباد
دوستان را مژده ی( لا تقنطوا ) دارد حسین
بانگ هل من ناصراََ ینصرنی اش آید بگوش
هر زمان با رهروانش گفتگو دارد حسین
با ولائی گو که گوید از ولایش هرزمان
صد خذف چون او روان در آبِ جو دارد حسین
شهریار و بزمِ خلوت گریه های بی ریا
از حسین است و عنایت را از او دارد حسین

روزعرفه کربلا مقابل قتلگاه در صحن امام حسین(ع)
 15 /1390/08 ساعت 09/11صبح

جانم فدایت یا حسین

گویمت از جان و دل جانم فدایت یا حسین
من بمیرم کاشکی در پیش پایت یا حسین

جنّت و رضوان کجادارد صفای کربلا

مروه کی دارد صفای نینوایت یا حسین
اینهمه عاشق فقط نام تو ازبرکرده اند
عشق ،آتش شد که سوزد آشنایت یا حسین
دلربا تر از تودل هرگز ، نداند دلبری
جان فدای جذبه های دلربایت یا حسین
ای به قربان تو  و هفتاد و دو قربانی ات
تا قیامت عقل حیران در منایت یا حسین
پاکبازی چون تو در عالم ندیده ، دیده ای
هست راضی تا ابد از تو خدایت یا حسین
بهر حفظ دین گذشتی از علیِّّّ اکبرت
غنچه ات گل کرد روی دستهایت یا حسین
نور رویت دم به دم افزون شد از فرط بلا
شد جهان روشن ز نورِ کربلایت یا حسین
درس آزادی که دادی تا قیامت ماندنیست
نارسا باشد زبانها در رثایت یا حسین
بسته ای پیمان خون با حق در آن روز الست
کربلا شد شاهد قالو بلایت یا حسین
مُهجه ات رابذل کردی در ره احیای حق
جزخدا داند مگر کس خونبهایت  ؟ یا حسین
افتخارما بود خدمت به زوّار شما
میزنیم از جان و دل هردم صدایت یا حسین
گر رضا باشی زما از ما خدا راضی شود
نیست دردل خواهشی غیر از رضایت یا حسین
برولائی گوشة چشمی که بنمایی بس است
تا شود پر سینة او با ولایت یا حسین

                              سیدناصرولائی زنجان 23/5/90

جلوه بخش هر زیبایی

 

ای نام تو جلوه بخش هر زیبایی
وی رحمت بیکران تو دریایی
در کنیهء توست یا اباعبدالله
معنای وسیع و جامع مولایی
از نور تو خلق شد بهشت ای زیبا
در حسرت توست گل به خوش سیمایی
جز نام تو نیست مایهء خوشنودی
ای مایهء عشق ومستی وشیدایی
با نام تو مرده زنده سازد عیسی
از نور تو هست آن ید بیضایی
پیروز زایثار تو خون برشمشیر
بر مسلک حق دلیل پا برجایی
در جهد و جهاد خلق در راه خدا
هستی تو دلیل مقصد وپویایی
هرکس که خلاف راه تو می پوید
با خود نبرد به حشر جز رسوایی
برخون تمام پاکبازان سوگند
سوگند به کشتگان عاشورایی
تا هست وجود و هست تا موجودی
تو هستی و چون خدای خود مانایی
مولا تو سفینه النجات خلقی
تو رهبر نوح و هادی موسایی
در واد مقدّس طوی مستوری
ای نور خدا به جلوهء سینایی
محبوب خدا تویی که ثاراللّهی
دلبند رسول وزادهء زهرایی
مصباح هدای ماخلق هستی تو
تو نور جهان و جمله ما فیهایی
در پیش خدا تو بنده ای بی مانند
امّا چو خدای خویش بی همتایی
درعشق و شهادت وجهاد و ایثار
در قرب و وصال و معرفت تنهایی
جانها به فدات یا اباعبدالله
شاهنشه عشق و فاتح دلهایی
14/12/1383 زنجان ولایی


 

 

ماه عشق

این ماه ماهِ عشق حسین و محرم است
دلها غریقِ محنت سلطان عالم است
شاهی که داد هستی خود را براه عشق
یک عمر گریه بر غم او گر کنی کم است
بر قّلة محبت و ایثار زد علم
از عشق او نشانه به هر بام پرچم است
فصل بهار می گذرد با غم خزان
امّا بهار اوست که همواره خّرم است
با عشق اوست مرده شود زنده تا ابد
خدمتگزار درگهش عیسی بن مریم است
در باغ عشق اوست که گُل می دهد وجود
بر روی گل نشانة این عشق شبنم است
آن راست قامتی که نشد خم به پیش خصم
سرهای اهل حق همه در پیش او خَم است
با اشکِ دیده شویی اگر خواب را ز چشم
آن لحظه یار، پیش تو هر جا مجسّم است
آه و فغان ز دیده   که بیند ز خون نشان
این خون روان ز پیکر آن ذبح اعظم است
دستان خون فشان که ؟ افتاده برنخیل
این آب، اشک کیست که جاری در علقم است
این رٌا س کیست غرقه بخون روی نیزه ها
کز غصّه اش  زمین و زمان غرق ماتم است
خون گریه کن به یاد شهیدان کربلا
ای دیده وقت گریه و هنگامهء غم است
چون محتشم کجا به ولایی رسد مدد
روح القدس همیشه بر او یار و همدم است
(باز این چه شورش است کخ در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است)                             ولایی زنجان 1380

ذبح عظیم

ذبحِ عظیم
وه چه زیبا در جهان وجهِ نکو دارد حسین
پیشِ حق در هر دو عالم  آبرو دارد حسین
قبله اش کعبه ولی کعبه به دورش در طواف
رو کند هرسو خدا را روبرو دارد حسین
گرچه سرّ الله اعظم هست آن ذبح عظیم
در میان سینه بس رازِ مگو دارد حسین
حاجیان بر دور کعبه زائرانش در طواف
آن به سنگ و این خدا در پشت و رو دارد حسین
مست می سازد  جهانی را بحق با جرعه ای
لذّتِ لا یوصفی را در سبو دارد حسین
اختیارِ جمله دریاها به دستش هست لیک
تشنه لب  خون گلو را بر وضو دارد حسین
خیمه ها در دست غارت پیکرش غرقاب خون
آنزمانهم ذکر یارب در گلو دارد حسین
در مقامِ صبرِ او ایّوب شد کمتر غلام
زیرخنجر هم رضا از لطف هو دارد حسین
بر شفاعت در حضورحضرت ربّ العباد
دوستان را مژده ی( لا تقنطوا ) دارد حسین
بانگ هل من ناصراََ ینصرنی اش آید بگوش
هر زمان با رهروانش گفتگو دارد حسین
با ولائی گو که گوید از ولایش هرزمان
صد خذف چون او روان در آبِ جو دارد حسین
شهریار و بزمِ خلوت گریه های بی ریا
از حسین است و عنایت را از او دارد حسین

روزعرفه کربلا مقابل قتلگاه در صحن امام حسین(ع)
 15 /08/1390 ساعت 09/11صبح

 

یاحسین

جانها فدایت یا حسین

گویمت از جان و دل جانم فدایت یا حسین
من بمیرم کاشکی در پیش پایت یا حسین

جنّت و رضوان کجادارد صفای کربلا
مروه کی دارد صفای نینوایت یا حسین
اینهمه عاشق فقط نام تو ازبرکرده اند
عشق ،آتش شد که سوزد آشنایت یا حسین
دلربا تر از تودل هرگز ، نداند دلبری
جان فدای جذبه های دلربایت یا حسین
ای به قربان تو  و هفتاد و دو قربانی ات
تا قیامت عقل حیران در منایت یا حسین
پاکبازی چون تو در عالم ندیده ، دیده ای
هست راضی تا ابد از تو خدایت یا حسین
بهر حفظ دین گذشتی از علیِّّّ اکبرت
غنچه ات گل کرد روی دستهایت یا حسین
نور رویت دم به دم افزون شد از فرط بلا
شد جهان روشن ز نورِ کربلایت یا حسین
درس آزادی که دادی تا قیامت ماندنیست
نارسا باشد زبانها در رثایت یا حسین
بسته ای پیمان خون با حق در آن روز الست
کربلا شد شاهد قالو بلایت یا حسین
 مُهجه ات رابذل کردی در ره احیای حق
جزخدا داند مگر کس خونبهایت  ؟ یا حسین
افتخارما بود خدمت به زوّار شما
میزنیم از جان و دل هردم صدایت یا حسین
گر رضا باشی زما از ما خدا راضی شود
نیست دردل خواهشی غیر از رضایت یا حسین
برولائی گوشة چشمی که بنمایی بس است
تا شود پر سینة او با ولایت یا حسین
                             
سیدناصرولائی زنجان 23/5/90

کیست بگو

آن وجهِ خدایِ لا یُری کیست بگو
وان زینت عرش کبریا کیست بگو
او بندة صالح است و محبوب خدا
آن عبد مطیع و حق نما کیست بگو
هرگز نشد از خدا جدا در همه عمر
آن کشتة عشق در منا کیست بگو
  بر جملة اولیاست او اسوة عشق
هم میوة قلب مصطفی کیست بگو
بر امّ الائمه بود او نور دوعین
دلبند علیِ مرتضی کیست بگو
هم کعبه و هم منا از او یافت صفا
هم روح به مروه و صفا کیست بگو
مطلوبترین به پیش مخلوق که هست؟
محبوب تمام اولیا کیست بگو
در سجده گهِ شهادتش غرقه به خون
درحال دعا ز حق رضا کیست بگو
آنکس که حرارتش به دلها ماندست
خورشید طلوع کربلا کیست بگو
آن سرخ گل محمدی در عقبا
وان لالة سرخِ کربلا کیست بگو
آن سید و سرور شهیدان جهان
سالار تمام اتقیا کیست بگو
رویش شده آنکه دم به دم روشنتر
از  شدت کرب کربلا کیست بگو
آنکس که سرش جدا ز پیکر میخواند
از سورة کهف آیه ها کیست بگو
آنکس که نشد غریب دل با غم او
بر جملة ما غم آشنا کیست بگو
مصباحِ هدای ماخلق آن زیباست
روشنگر راه انبیا کیست بگو
مولای ولایی است آن والا قدر
فرزند ولیّ ِ اولیا کیست بگو
بر جمله  سفینه النجات است حسین
سرچشمة چشمة حیات است حسین
 سید ناصر ولائی 20/7/1390 زنجان ساعت 13:30

جانها فدایت یا حسین


جانها فدایت یا حسین

گویمت از جان و دل جانم فدایت یا حسین
من بمیرم کاشکی در پیش پایت یا حسین

جنّت و رضوان کجادارد صفای کربلا
مروه کی دارد صفای نینوایت یا حسین
اینهمه عاشق فقط نام تو ازبرکرده اند
عشق ،آتش شد که سوزد آشنایت یا حسین
دلربا تر از تودل هرگز ، نداند دلبری
جان فدای جذبه های دلربایت یا حسین
ای به قربان تو  و هفتاد و دو قربانی ات
تا قیامت عقل حیران در منایت یا حسین
پاکبازی چون تو در عالم ندیده ، دیده ای
هست راضی تا ابد از تو خدایت یا حسین
بهر حفظ دین گذشتی از علیِّّّ اکبرت
غنچه ات گل کرد روی دستهایت یا حسین
نور رویت دم به دم افزون شد از فرط بلا
شد جهان روشن ز نورِ کربلایت یا حسین
درس آزادی که دادی تا قیامت ماندنیست
نارسا باشد زبانها در رثایت یا حسین
بسته ای پیمان خون با حق در آن روز الست
کربلا شد شاهد قالو بلایت یا حسین
 مُهجه ات رابذل کردی در ره احیای حق
جزخدا داند مگر کس خونبهایت  ؟ یا حسین
افتخارما بود خدمت به زوّار شما
میزنیم از جان و دل هردم صدایت یا حسین
گر رضا باشی زما از ما خدا راضی شود
نیست دردل خواهشی غیر از رضایت یا حسین
برولائی گوشة چشمی که بنمایی بس است
تا شود پر سینة او با ولایت یا حسین
                             
سیدناصرولائی زنجان 23/5/90




ما خادم زوار حسینیم

 مارا بخدا در دوجهان یار حسین است
ما در دوسرا تشنة دیدار حسینیم
 

برما همه جا یاور و غمخوارحسین است

ما هم همگی خادم زوّارحسینیم

شاه دوجهان سرور ابرارحسین است

ما در همه جا سائل دربارحسینیم

در روز جزا یار مددکارحسین است

ما هم همه در سایة دیوارحسینیم

بر خلق خدا رحمت سرشارحسین است

ما هم ز پی رحمت بسیارحسینیم

در گلشن حق زینت گلزارحسین است

او مثل گل و ما همگی خار حسینیم

همواره طبیب دل بیمارحسین است

از هجر رخ اش ما همه تبدارحسینیم

شافع به جزا بهر گنهکار حسین است

ما جمله گنهکار عزادارحسینیم

ذکر لب عشاق به هرکارحسین است

هرچند خطاکار هوادارحسینیم

سید ناصر ولائی 90/5/26ساعت 1:45 بامداد

دل آرامم در این عالم

دل آرامم در این عالم حسین است
به هردم با دلم همدم حسین است
نباشد در دلم جز نام محبوب
به دل در شادی و در غم حسین است
میان دم فقط یا گویم از دل
به وقت بازدمهایم حسین است
به قلبم خون که می آید مرتب
ورودش یا خروجش هم حسین است
دهانم باز شد با تربت عشق
به رگ درخون و در قلبم حسین است
نه تنها من شدم دلبسته بر او
حبیب آدم وخاتم حسین است
ولائی شد ولائی با ولایش
که محبوبش در این عالم حسین است

 

جمعی مدح امام حسین

     اولدی تا سوم شعبان

قلبیلرده تاقیامت نقش اولوپ آدین حسین
واریقین چیخماز اورکدن هئچ زمان یادین حسین
واردی دائم خلقه مولا لطف و امدادین حسین
شیعه لرخندان اولوب چون گلدی میلادین حسین
اولدی تاسوّم شعبان
گوزلرین آچدین حسین جان
اولاجانلار سنه قربان
 
ای حسین جان ای حسین جان
به به به  سنه ای نور مشرقین
به به به سنه مولا حسین حسین
ای جا نان چوخ گوزلدی آدین آقا
وار هر آن هر اورکده یادین آقا
ای علی نین نامدار اوغلی سنه جانلار فدا
چوخ مبارکدی بیزه بو جشن میلادین آقا
وار اورکده  چونکه دائم آرزوی کربلا
هرکیمین وار هرنه دردی درددینه ائیله دوا
اولدی چون روز ولادت
عالمه مایة رحمت
ای حسین جان سنه قربان
ائیله بوجمعه عنایت
به به به  سنه ای نور مشرقین
به به به سنه مولا حسین حسین
ای جا نان چوخ گوزلدی آدین آقا
وار هر آن هر اورکده یادین آقا
یامولانا حسین حسین یامو لانا  حسین حسین(2)
یاحسین ای زادة در دانة زهرا سلام
یا حسین ای نور عین حضرت مولا سلام
دل به یادت می تپد هر روز وشب سبط النبی
یا حسین ای پادشاه کشور دلها سلام
صورتت چون ماه رخشان
جان به رخسار تو قربان
روز میلادت مبارک
ای حسین جان ای حسین جان
به به به به تو محبوب سرمدی
به به به به تو نور محمدی
ای زیبا تو زخوبان سر /امدی
بر دنیا ای حسین جان
یامولانا حسین حسین یامو لانا  حسین حسین(2)
بال خود فطرس گرفته از تو یابن المرتضی
گوید او من بندة آزادم ای اهل ولا
تا قیامت حامل  عرض سلامم از شما
برحسین آن پادشاه تشنه کام کربلا
ای گل زیبای زهرا
مظهر آیات کبری
مقصد اهل تولّا
ای تومحبوب دل آرا
ای حسین جان ای حسین جان
به به به به تو محبوب سرمدی
به به به  به تو نور محمدی
یامعصوم گل زیبای فاطمه
یا مظلوم به فدای تو ما همه
یامولانا حسین حسین یامو لانا  حسین حسین(2)
10/8/79 زنجان سید ناصر ولایی


روشنایی بخش جانها یاحسین 
جاودان جاودانها یاحسین
مهر ومه را روشنایی بخش تو
  عاجز از مدحت زبانها یا حسین
خون تو آب حیات ملک دین
مهر توجانبخش جانها یا حسین
بهره مند از لطف تو اهل زمین  
روشن از تو آسمانها یاحسین
راه حق را ای تو مصباح الهدی 
شدزعشقت پر زمانها یاحسین
ای توانبخش همه درماندگان
مهربان مهربانها یاحسین
                                                         8/11/1383

*****************

ای عزت   و    افتخار  ایران          شاهنشه   ملک  دین  و ایمان

هرسال بنام    توست  مولا           جانها به فدای تو  حسین جان

جانها  به  فدای  تو حسین  جان

ای تاج  سر      تمام   هستی              ای مایهءعشق وشورو مستی

همواره      معلمم   توهستی              ای  سید   و  سرور  شهیدان

جانها  به  فدای  تو حسین  جان

 

ای تربت تو  دوای    هردرد         معنای شرف تویی توای مرد

کی آتش عشق توشودسرد        ای خون  تو خط سرخ عرفان

جانها  به  فدای  تو حسین  جان

 

ای درس تودرس بی نیازی       تعلیم   تو   راز       سر فرازی

تو  روح    و حقیقت نمازی      ای   بندهء  بی مثال   سبحان

جانها  به  فدای  تو حسین  جان

ازنور تو روشن  است    دلها            ای  نام   تو  زیب   محفل    ما

محتاج  توییم    جمله مولا             ای منبع لطف وجود واحسان

جانها  به  فدای  تو حسین  جان

آزادهء  هر  زمان     تویی  تو             آن  زندهء  جاودان تویی   تو

خورشید به هرمکان تویی تو             روشن شود از تو جان انسان

جانها  به  فدای  تو حسین  جان

سید ناصر ولاییفرورد ین 80

 

 


 

 

رضوانی نیلورم من

 

گلزار      کربلاده        رضوانی              نیلورم من                غیر از    حسین    جهاندا  جا نانی         نیلورم من

آللاه بیلیر   حسینسیز      جنت جهنمیم    دی                 مولا   آدی اورکده    هریئرده           همدمیم    دی

دردیم    نه اولسا   ذکری     درمان هرغمیم دی                دردیم   حسیندی درده        درمانی   نیلورم   من

سرمایم   کربلادی                 هر دردیمه  دوادی                 من نوکرم      حسینه               حسین الحق آقادی

کرب وبلا    گوزومده       هم  مروه   هم  صفادی                یوخدور     اونون نظیری     از  بسکی     با  صفا دی

هم   کعبه هم منا دی         هم عرش کبریا دی                   کرب وبلا ده اولسام           رضوانی      نیلورم   من

سرمایم   کربلادی                    هردردیمه دوادی                 من نوکرم حسینه                   حسین الحق آقادی

اربابمیز اوزوندن                 حقی رضا    ائدیپدی                تپراقینی    قانیلان               خاک  شفا    ائدیپدی

دین اوسته کربلاده          جانین   فدا  ائدیپدی                 جانیم فدا       حسینه              قربانی     نیلورم من

سرمایم   کربلادی                 هر دردیمه  دوادی                 من نوکرم      حسینه               حسین الحق آقادی

گوزیاشی گوزده   عشقین ایلور   جهانه    اعلان                 عاشق دییر      همیشه جانیم      حسینه    قربان

زینت تاپیپ  آدیندان  درگاه    عرش   سبحان                  عشق حسینسیز    آللاه       عرفانی     نیلورم من

سرمایم   کربلادی                 هر دردیمه  دوادی                 من نوکرم      حسینه               حسین الحق آقادی

مولا حسین    قاپوندا         من    دائمی    گدایم                   دردیم     سنین   فراقین          مشتاق      کربلایم

طوفان گزر باشیمدا        چون  عشقه   مبتلایم                   سن اولماسان حسین جان  عقبانی  نیلورم   من

سرمایم   کربلادی                 هر دردیمه  دوادی                 من نوکرم      حسینه               حسین الحق آقادی

نوکرلرن     غلامم      ای        نور    چشم   حیدر                   قوما    منی    قاپیندان   جان               علی    اکبر

ای       فاطمه         بالاسی         دردانهء     پیمبر                   نوکرلیقیندان    آیری        عنوانی      نیلورم  من

سرمایم   کربلادی                 هر دردیمه  دوادی                 من نوکرم      حسینه               حسین الحق آقادی

قلبیم یاناندا   سوز و     آهیم   منیم حسیندی                   هر یدی    آسماندا   ماهیم      منیم      حسیندی

هریئرده هرمکاندا    شاهیم   منیم   حسیندی                   غیر از حسین   جهاندا  سلطانی          نیلورم من

سرمایم   کربلادی                 هر دردیمه  دوادی                 من نوکرم      حسینه               حسین الحق آقادی

من عاشقم حسین جان جان  اصغرین  فداسی                  اوغلون کیمین گوزل یوخ گلسین  منه   قاداسی

واردی  گینه     باشیمدا    کرب و   بلا    هواسی                   کرب و  بلا دن  آرتیق     احسانی        نیلورم  من

 

 

23   /  11  /    1382               سید ناصر ولائی

حدیث لطف تو ما را حدیث دیرین است
طواف کوی تو دل را مرام و آیین است
نیاورم به زبان نام تو بجز گهگاه
زبسکه نام تو مولا همیشه شیرین است
                                   26/7/83

به جسم ما امشب دوباره جان آمد
زمان شادی بر حسینیان آمد
حسین گل طاها  تویی امید ما
خوش آمدی مولا   خوش آمدی مولا  
به سوّم شعبان جهان گلستان شد
که جشن میلاد بزرگ جانان شد
زمقدمش هرگل دوباره خندان شد
به یمن این شادی به غصّه پایان شد
حسین گل طاها  تویی امید ما
خوش آمدی مولا   خوش آمدی مولا  
امامیمیز یاران گلیپدی دنیایه
ویریپدی آللاه پای بو طفلی زهرایه
بیر ایل اولوپ جبریل بو طفلیچون دایه
اونا گوره حقدن گلیپدی چوخ آیه
حسین گل طاها  تویی امید ما
خوش آمدی مولا   خوش آمدی مولا  
جهان گلستاندی حسین بیزه جاندی
بو تازه مولوده جانیمدا قرباندی
حسین بیزه جانان عزیز رحماندی
اونون آدی درده همیشه درماندی
حسین گل طاها  تویی امید ما
خوش آمدی مولا   خوش آمدی مولا  
ولایی ای مولا که آمده بر در
به نوکرت نوکر به چاکرت چاکر
به فرق دین افسر به ما تویی  سرور
تویی شفیع ما به عرصة محشر

حسین گل طاها  تویی امید ما
خوش آمدی مولا   خوش آمدی مولا
                                    15/6/1384 زنجان سیدناصر ولایی

اولدی چون روز ولادت،عالمه مایة رحمت،
ای حسین جان سنه قربان، ائیله بو جمعه عنایت
به به به سنه ای نور مشرقین
به به به (2) سنه مولا حسین
یا حسین (2) چوخ گوزلدی آدین آقا
یا حسین (2) هر اورکده یا دین آقا
یا مولا نا حسین حسین (2)
یا حسین ای زادهء دردانهء زهرا سلام یا حسین ای نور عین حضرت مولا سلام
دل به یادت می تپد هر روز و شب سیط النبی
یا حسین ای پادشاه کشور دلها سلام
صورتت چون ماه رخشان جان به رخسار تو قربان
روز میلادت مبارک ای حسین جان ای حسین جان
به به به (2) به تو محبوب سرمدی
به به به (2) به تو نور محمدی
ای زیبا (2) تو ز خوبان سرآمدی
بر دنیا (2) ای حسین جان خوش آمدی
یا مولا نا حسین (2)
بال خود فطرس گرفته از تو یا بن المرتضی
گوید او من بندهء آزادم ای اهل ولا
تا قیامت حامل حمد و سلامم از شما
بر حسین آن پادشاه تشنه کام کربلا
ای گل زیبای زهرا
ای تو محبوب دل آرا
مظهر آیات کبرا
مقصد اهل تولاّ ای حسین جان ای حسین جان
به به به (2) به تو محبوب سرمدی
به به به (2) به تو نور محمدی
یا حسین (2) گل زیبای فاطمه
یا حسین (2) به فدای تو ما همه
یا مولا نا حسین (2)
                                10/8/79


 

افتخاریم بودی بیر عمر حسین نوکری یم              هاردا مولامین آدی اولسا اورا مشتری یم

اهل   بیتین   قاپیسیندا    قوجالان    چاکری یم

منه جنت منه طوبی منه رضواندی حسین             منه سرور منه مولا منه جاناندی حسین

روح وریحاندی منه جسمیده کی جاندی حسین

ایلیوپ عشق حسین عاشقینی دیوانه                 اویاشیل نورونا جانلار هامیسی پروانه

جانینی   قربان    ائیدر   عاشق   اولان     جانانه

باشینی عاشق اولان یاردی ولی اوخ دیمه دی     یار اولان یئرده دینن جنت الاعلینی نه دی

تاواریم  روح  گوزوم  مرقد  شش گوشه  ده دی

اوزومی عرض ائدیرم یوخدی لیاقت کی یانام      آقامین باشینا پروانه کیمی بیر دولانام

شوقیلن   اوتد ا   یانیپ   لذت   دیداری   قانام

منه نوکر دیسه من فخر ائلرم موسایه               باشیم    عرشه   دایانار  باشیما  سالسا  سایه

اونداعرض ائیلییرم منده خانم زهرایه              ای خانم قوما قاپیندان کی حسین نوکری یم

اولدی تا سوم شعبان

قلبیلرده تاقیامت نقش اولوپ آدین حسین
واریقین چیخماز اورکدن هئچ زمان یادین حسین
واردی دائم خلقه مولا لطف و امدادین حسین
شیعه لرخندان اولوب چون گلدی میلادین حسین
اولدی تاسوّم شعبان

                گوزلرین آچدین حسین جان

اولاجانلار سنه قربان      

                  ای حسین جان ای حسین جان

به به به  سنه ای نور مشرقین
به به به سنه مولا حسین حسین
ای جا نان چوخ گوزلدی آدین آقا
وار هر آن هر اورکده یادین آقا
ای علی نین نامدار اوغلی سنه جانلار فدا
چوخ مبارکدی بیزه بو جشن میلادین آقا
وار اورکده  چونکه دائم آرزوی کربلا
هرکیمین وار هرنه دردی درددینه ائیله دوا
اولدی چون روز ولادت
عالمه مایة رحمت
ای حسین جان سنه قربان
ائیله بوجمعه عنایت
به به به  سنه ای نور مشرقین
به به به سنه مولا حسین حسین
ای جا نان چوخ گوزلدی آدین آقا
وار هر آن هر اورکده یادین آقا
یامولانا حسین حسین یامو لانا  حسین حسین(2)
یاحسین ای زادة در دانة زهرا سلام
یا حسین ای نور عین حضرت مولا سلام
دل به یادت می تپد هر روز وشب سبط النبی
یا حسین ای پادشاه کشور دلها سلام
صورتت چون ماه رخشان
جان به رخسار تو قربان
روز میلادت مبارک
ای حسین جان ای حسین جان
به به به به تو محبوب سرمدی
به به به به تو نور محمدی
ای زیبا تو زخوبان سر /امدی
بر دنیا ای حسین جان
یامولانا حسین حسین یامو لانا  حسین حسین(2)
بال خود فطرس گرفته از تو یابن المرتضی
گوید او من بندة آزادم ای اهل ولا
تا قیامت حامل  عرض سلامم از شما
برحسین آن پادشاه تشنه کام کربلا
ای گل زیبای زهرا
مظهر آیات کبری
مقصد اهل تولّا
ای تومحبوب دل آرا
ای حسین جان ای حسین جان
به به به به تو محبوب سرمدی
به به به  به تو نور محمدی
یامعصوم گل زیبای فاطمه
یا مظلوم به فدای تو ما همه
یامولانا حسین حسین یامو لانا  حسین حسین(2)
10/8/79 زنجان سید ناصر ولایی