ای نور عینم منزل مبارک

ای نور عینم منزل مبارک بیکس حسینم منزل مبارک
از دوری  تو قدّم خمیده سوزم در آتش ای نوردیده
برخیز از جا مادر رسیده ای نور عینم منزل مبارک
در کربلا شد خونت روانه زد از دل من آتش زبانه
درسینه ام شد غم جاودانه ای نور عینم منزل مبارک
مادر منم من با من سخنگو ای جان مادر پس پیکرت کو
خاکستری شد رخسار و گیسو ای نور عینم منزل مبارک
تو میزبانی من میهمانم شد آشکارا درد نهانم
بامن سخنگو ای مهربانم  ای نور عینم منزل مبارک
در صورت تو آیات نور است از رویت اینجا روشن چو طور است
کی جای این سر کنج تنور است ای نور عینم منزل مبارک
بلبل سزد که با گل نشیند در سایة گل خلوت گزیند
روی تو در خاک مادر نبیند ای نور عینم منزل مبارک
مادر فدای خونین مکانت شد با سکینه شب میهمانت
ناگه رسید از ره ساربانت ای نور عینم منزل مبارک
ای پادشاه ملک مدینه سوزد زهجرت امشب سکینه
جسمت نشان شد بر تیر کینه  ای نور عینم منزل مبارک
از اهل بیتت الفت گسستی چون اشک زینب در خون نشستی
چشم خودت را دیگر چه بستی ای نور عینم منزل مبارک
گشتم در این شب با چشم گریان شد نوحه خوانت کوه و بیابان
می گیرم امشب شام غریبان ای نور عینم منزل مبارک
تاراج گشته مال ومنالت مانده چه بی تنها اهل وعیالت
هرگز نشد کم جاه و جلالت ای نور عینم منزل مبارک
دور است از تو همواره ذلّت بر خیز ازجا ای ماه طلعت
کردی تحمّل بسیار اذیّت ای نور عینم منزل مبارک
صرّاف موجود تا از عدم شد همزاد ماتم همراه غم شد
خون دل او اشک قلم شد ای نور عینم منزل مبارک
ناصر سراید باچشم گریان این ترجمان در شام غریبان
باناله گوید مولا حسین جان ای نور عینم منزل مبارک
                          24/3 1376 زنجان سید ناصر ولائی

زائر کرب و بلایم دیلده ذکریم یا حسین
عازم دشت بلایم دیلده ذکریم یا حسین
کربلانین سینه سینده بیرگوزل عطشان یاتیپ
حضرت زهرا عزیزی قانینه غطان یاتیپ
آلتی گوشه بیر مکاندا بیزلره جانان یاتیپ
عازم کوی منایم دیلده ذکریم یا حسین
زائر کرب و بلایم دیلده ذکریم یا حسین
سینه سی اوستونده شاهین تشنه لب اصغر یاتیپ
آلتی آیلیق بیر بالا قونداقی قان دلبر یاتیپ
اوخ دگیپدی حلقینه آهو باخیش گوزلر یاتیپ
درگهنده بیر گدایم دیلده ذکر یا حسین
زائر کرب و بلایم دیلده ذکریم یا حسین
قسمت پایین پاده شبه پیغمبر یاتیپ
دوغرانیپ اعضاسی یکسر زادة حیدر یاتیپ
قانینه غلطان اولان مولا علی اکبر یاتیپ
راهی کوی وفایم دیلده ذکریم یا حسین
گنبد اوسته قرمری پرچمدی کی هر آن اسیر
گوز دوشنده پرچمه تیتریر اورکلر جان اسیر
کربلادن اوتری قلبیم قان اولوپ الان اسیر
عازم دشت بلایم دیلده ذکریم یا حسین
کربلاده حضرت عباسه واردی چوخ سوزوم
اوقلم قولّارینا قربان اولیدیم من اوزوم
کّف العباسی گورنده سنده توک قان یاش گوزوم
 راهی سعی و صفایم دیلده ذکریم یا حسین
یاحسین بیرده ولایی لان چاغیر با هم گلاخ
دوتماقا کرب و بلاده حلقة ماتم گلاخ
ای حسین جان بیزده الده قاره بیر پرچم گلاخ
عاشق شاه ولایم دیلده ذکریم یا حسین
30/3/1380 ساعت 9 شب


کرب و بلادن قییدنده

قان آغلا گوزوم کرب و بلادن قییدنده
صبریم تالان اول دشت بلادن قییدنده
گلشنده گوزون  دوشسه گلِ یاسه قان آغلا
ای جسم گئیپ قاره باتیپ یاسه قان آغلا
سال یاده اوزون قولارّی عبّاسه قان آغلا
قان اول اوره گیم غملی فضادن قییدنده
ای اَل باشیما سنده سُوور تپراقی اوردا
ای اوت سینه می شعله چکن وقتیده داغلا
ای گوز او سوسوز لبلری سال یاده قان آغلا
قربانلارا فکر ائیله منادن قییدنده
گهواره گره ک من آپارِیدیم او دیاره
هر چند اَلیم بوشدی گِدیردیم اوزی قاره
اوچ پر اوخا فکر ائت بو غازین ائیله دی پاره
محشر یارادار قانی سمادن قییدنده
گئت علقمه ساری گینه سرداری یادان سال
سو اوسته دوشه ن تپراقا قولّاری یادان سال
نخلستانا گئت قولسوز علمداری یادان سال
سقّانی سوسوز سعی و صفادن قییدنده
سعی ائیله گوزوم ممکن اولا مقتله باخما
اوردا کی چتین دی هامیا مسئله باخما
بیر یئرکی سخیپ اوچ پر اوخی حرمله باخما
ثار الله ها باخ غیر خدادن قییندنده
ثار الله ائدیر آللاهیلان راز و نیازی
قان ایچره قیلیر ایکّی رکعت عشق نمازی
 هئچ فکر ائلمیر کیمدی کسیر تشنه بوغازی
باخ خنجره قانیله قفادن قییدنده
فریاده گلیپ ایندی پیمبر ده قان آغلیر
هر چند باتیپ قانینه خنجر قان آغلیر
قان آغلا ولایی کی ملک لر ده قان آغلیر
یول توشه سی دی دار فنادن قییدنده
            فروردین 1379 زنجان

آهسته تر آهسته

آرام   دلِ  زینب  ، آهسته تر آهسته
جان را نرسان برلب ،  آهسته تر آهسته
ای جان به فدای تو من بی تو پریشانم
بی یاور و غمگینم تنها و هراسانم
در آتش هجرانت میسوزم و گریانم
خواهم زتو این مطلب ، آهسته تر آهسته
آرام   دلِ  زینب  ، آهسته تر آهسته
ای ماه دل آرایم من بی تو نمی پایم
تو زادة زهرایی ای گلرخ زیبایم
ای برشب من کوکب ، آهسته تر آهسته
آرام   دلِ  زینب  ، آهسته تر آهسته
ای جان ودل زهرا خواهر به فدای تو
ای زادة پیغمبر قربان صفای تو
ای کاش بمیرم من امروز بجای تو
سوزم ز غمت در تب آهسته تر آهسته
در دشت بلا آخر بی تو چه کند خواهر
دشمن نکند رحمی برعترت پیغمبر
گر خیمه بسوزانند تنهایم وبی یاور
نالم ز پی ات امشب آهسته تر آهسته
آرام   دلِ  زینب  ، آهسته تر آهسته
می مانم وطفلانت در شام غریبانت
آخر چه کنم امشب باناله طفلانت
همراه من مظطر اطفال پریشانت
جاری به لبم یارب آهسته تر آهسته
آرام   دلِ  زینب  ، آهسته تر آهسته
*****************************

این ماه ماهِ عشق حسین و محرم است
دلها غریقِ محنت سلطان عالم است
شاهی که داد هستی خود را براه عشق
یک عمر گریه بر غم او گر کنی کم است
بر قّلة محبت و ایثار زد علم
از عشق او نشانه به هر بام پرچم است
فصل بهار می گذرد با غم خزان
امّا بهار اوست که همواره خّرم است
با عشق اوست مرده شود زنده تا ابد
خدمتگزار درگهش عیسی بن مریم است
در باغ عشق اوست که گُل می دهد وجود
بر روی گل نشانة این عشق شبنم است
آن راست قامتی که نشد خم به پیش خصم
سرهای اهل حق همه در پیش او خَم است
با اشکِ دیده شویی اگر خواب را ز چشم
آن لحظه یار، پیش تو هر جا مجسّم است
آه و فغان ز دیده   که بیند ز خون نشان
این خون روان ز پیکر آن ذبح اعظم است
دستان خون فشان که ؟ افتاده برنخیل
این آب، اشک کیست که جاری در علقم است
این رٌا س کیست غرقه بخون روی نیزه ها
کز غصّه اش  زمین و زمان غرق ماتم است
خون گریه کن به یاد شهیدان کربلا
ای دیده وقت گریه و هنگامهء غم است
چون محتشم کجا به ولایی رسد مدد
روح القدس همیشه بر او یار و همدم است
1380 ولایی زنجان

                          خواهرم اینجامنای عشق و قربانگاه ماست
سرزمین نینوا اینجاست اینجا کربلاست
خواهرم  شیون مکن هرگز ز جور ظالمان
چونکه اینجا قتلگاه اهل بیت مصطفی ست
خواهرم هرگزمکن بی تابی از امر قضا
بهر احیای شریعت جان نثاریها بجاست
جسم مردان آشنا گردد به تیغ دشمنان
حفظ خون ما برای حفظ دین کار شماست
دست بیعت کی دهم بر آن یزید رذل و پست
زندگی در سایهء ذلّت همیشه نارواست
 هر چه دارم اکبر واصغر فدای راه دوست
جان در این ره باختن آیین مرادن خداست
حلق اصغر جسم اکبر دست عباس دلیر
هر چه دارم جملکی تقدیم ما بر کبریاست
گر بروی نیزه هم دیدی سرم را دم مزن
چون سر مردان حق جایش بروی نیزه هاست
می سپارم این سه ساله دخترم را بر شما
چونکه با رنج اسارت دخترم نا آشناست
می سپارم بر تو خواهر اهل بیت خویش را
چون پس از ما هر کجایی بر شما کرب و بلاست
کن صبوری گر تنم را یافتی درقتلگاه
 زخمی و صد پاره یا از پیکرم دستم جداست
درس آزادی بعالم می دهم با این جهاد
پاکبازی در ره احیای حق مطلوب ماست
هستی ام را می دهم بر یک نگاه یار خویش
حضرت حق یار محبوب همه اهل ولاست
  سیدناصر ولائی - زنجانساعت 8:30 شب 24/11/83