مرثیه های حضرت زهرا(ع)
همه دنیا یه طرف
همه دنیا یه طرف عصمت کبری یه طرف
همه گلها یه طرف آن گل طاها یه طرف
همه عالم یه طرف حضرت زهرا یه طرف
همه در ها یه طرف درگه مولا یه طرف
ای خدا رفته چرا عصمت کبری از دست
رفته آن آیت حق حضرت زهرا از دست
در مولا را خدا در آن گذر آتیش زدند
گل طا ها را چرا با میخ در آتیش زدند
زیر پا مانده چرا سوره کوثر ای وای
غنچة گل شده در واقعه پرپر ای وای
ای خدا رفته چرا عصمت کبری از دست
رفته آن آیت حق حضرت زهرا از دست
پشت در سیصد نفر فشار میدن بیان خونه
این طرف تنها یه گل وایساده که دلش خونه
اون نامردا یه طرف یک زن تنها یه طرف
وحشی گرگها یه طرف آهوی زیبایه طرف
می کنم آه و فغان از غم زهرا دیگر
شده مولای جهان بی کس و تنها دیگر
پیش کودک چه کسی دیده که کودک بزنند
کودکان از غم مادر همه بر سر بزنند
همه در ها یه طرف درگه مولا یه طرف
همه دنیا یه طرف ام ابیها یه طرف
21 /5/80 سید ناصر ولائی زنجان
**************************
من از دیوار بیزارم
من از دیدار رخسار در و دیواربیزارم
چرا چون بین دیوار و دری پرپر شده یارم
تمام مردمان در خواب و من تنهای بی یاور
کنار خاک یار مهربان خویش بیدارم
پس از تو فاطمه بر من امید زندگانی نیست
ز خاک تیره سر بردار بشنو درد بسیارم
هزاران درد پنهان را فقط با چاه می گویم
ز غمها یم که امین را برایت باز بشمارم
به خانه غنچه ها هر شب بیادت ناله ها دارند
ز چشم جملگی پنهان سرشک از دیده می بارم
بنازم بر حیای تو که دردت را نهان کردی
ز زخم سینا ات دیگر چسان من پرده بردارم
شکسته قلب من از دیدن گلزخم بازویت
بیاد زخم تو زهرا دو چشم خون فشان دارم
1/7/76 سید ناصر ولائی زنجان
|
(گفتم به چاه ای همه شب همدم علی)
|
|
فاطمه رفت وعلی بیکس و
تنهاماندست (گفتم به چاه ای
همه
شب همدم علی) فاطمه جان مزاریوه
گلمیشم
آغلیام گیدم
|
|
فاطمه جان
مزاریوه گلمیشم
آغلیام گیدم
یاده سالام ملالیوی سینه می داغلیام گیدم
|
عموغلی عموغلی
گل یانیما جان وئریرم عموغلی عمو غلی
گل اوخو قر آن اولورم عموغلی عمو غلی
*******************************
فاطمه جان گیتمه دایان اماندی اماندی
ائتمه منیم باغریمی قان اماندی اماندی
فاطمه جان سالما منی ملاله ملاله
ثانی دون سالدی سنی بو حاله بو حاله
گون ایشیقیم سنله گیدیر زواله زواله
سنسیز اولور ناله فغان اماندی اماندی
ائتمه منیم باغریمی قان اماندی اماندی
*******************************
قاتیلیمه وئرمه گیلن اجازه اجازه
جانیمی چونکی گتیریپ بوغازه بوغازه
ایستمیرم ثانی گله نمازه نمازه
غملریوی من بیلیرم عموغلی عموغلی
گل اوخو قر آن اولورم عموغلی عمو غلی
*******************************
فاطمه جان جان گوزووون فداسی فداسی
گلسین عمغلون جانینا قاداسی قاداسی
قانی گلیر وار سینه وین یاراسی یاراسی
جانیوه قربان اولاجان اماندی اماندی
ائتمه منیم باغریمی قان اماندی اماندی
*******************************
گل لریمی سعی ائله گوزدن آتما علی جان
فاطمه قربان سنه یاسه باتما علی جان
گوز یاشیوی خون دیلینله قاتما علی جان
اشکیوی گوزدن سیلیرم عموغلی عموغلی
گل اوخو قر آن اولورم عموغلی عمو غلی
*******************************
آتش هجرانه دوزوم یوخومدی یوخومدی
اوتلانیرام آیری سوزوم یوخومدی یوخومدی
گورماقا هجرانه گوزوم یوخومدی یوخومدی
گوزلرین آچ مونس جان اماندی اماندی
ائتمه منیم باغریمی قان اماندی اماندی
1380 زنجان ولایی ایام شهادت حضرت زهرا (س)
شرمنده گناه
شرمندة از گناه و با روی سیاه
بردرگهت آورده گنهکار پناه
ای سرور بانوان وای دخت رسول
یا فاطمه اشفعی لنا عندالله
سیدناصر
ولائی زنجان
زینت
عرش خدای لا
مکانی فاطمه
شد ز نور
روی
تو روشن تمام کاینات
بر جهان جاودان
تنها تو جانی
فاطمه
ای سبب بر
خلقت دنیا و
ما فیها بگو
بر توشد زندان چرا
دنیای فانی فاطمه
جان جمله
خاکیان بادا فدای
قامتت
درجوانی ازچه رو
قامت کمانی فاطمه
بیت الاحزان
شد چرا
در آنزمان برتونصیب
اشک چشمت راکه شدهمواره بانی فاطمه
ای گل زیبای
طاها از چه
پرپر گشته ای
همدمت شدخاک
تیره درجوانی فاطمه
نورچشم مصطفی
خود فاش کن
این راز را
ازچه
دفنت کرده حیدر شب نهانی فاطمه
کی زند آتش
به درگاه مسلمان
کافری
زد چرا آتش به
درگاه توثانی فاطمه
ای گل گلزار
عصمت غنچه ات پژمرده
شد
تالگد زدبردرت آن رذل
جانی فاطمه
برعلی بنگر
که شد تنهای تنها
غرق غم
بر غریب
در وطن کو همزبانی
فاطمه
برحسین وبرحسن
کلثوم و زینب مرتضی
می کند جای تو
هرشب مهربانی فاطمه
نیست یک شب بستر آن پنج تن خالی
ز اشک
می چکد شبنم ز
روی گل نهانی فاطمه
همسر
مظلوم اول چون تومظلومه
که هست
کز مزارش
هم نباشد یک نشانی فاطمه
نیست درگاه
امیدی بر ولایی
جز درت
زاتش دوزخ
مگر او را رهانی
فاطمه
31/4/80ساعت
4عصر
سیدناصرولائی زنجان
***********************************
زکوی لاله ها همواره یاد یار می آید
زبرگ برگ گل شکوه زجور خار می آید
مگو بربلبل شوریده غیر از گل سخن دیگر
بگو آید بهار و همرهش دلدار می آید
جهان گر گل شود یکسر نیاید مثل اودیگر
اگرچه درچمن گل پشت گل بسیار می آید
خدایا بشکند دستی که حرم باغ رابشکست
که هربلبل به ناله درچمن زان کار می آید
از آن گنجی که شدپنهان میا ن خاک دانستم
شمیم گل چرا از کوچهء گلزار می آید
مکن هرگز درشتی باگل زیبا و نازک دل
که برگل سخت تر ازگل سخن دشوا ر می آید
مزارگل نهان شدگرچه روزی چند در گلشن
عیان گردد یقین روزی که آن غمخوار می آید
ولائی باغ شعرت را به گریه آبیاری کن
که عطر غنچهء طاها ازاین اشعار می آید
26/ 5/ 79 زنجان ولائی
درخت صبر دیگر بر ندارد
درخت صبر دیگر بر ندارد
از امشب مرتضی یاور ندارد
حسین اشکش شده از دیده جاری
که مادر روح در پیکر ندار
حسن گوی مرو مادر ز خانه
ز مادر دیده یکدم بر ندارد
بگو فضه بگیر از دست زینب
که این دختر دگر مادر ندارد
شده گلثوم امشب پر شکسته
ز پا افتاده بال و پر ندارد
تنش زخمی شده زهرا چه خاموش
که از بستر دگر سر بر ندارد
امیر المومنین آرامشش رفت
دگر آرام دل حیدر ندار
ولائی گریه کن بر سوگ مادر
که این غم چاره ای دیگر ندارد
21/5/80 سید ناصر ولائی
زنجان 12 شب
|
شده غوغا ای خدا برپا حضرت زهرا میرودازدست ************************* *************************
************************* همه گریان شد به پا
طوفان موسم هجران
ازغم مولا *************************
پس از زهرا مونس غمها یاورطاها دیده پرخون است
*************************
بود مولا صاحب مجلس مابر او مهمان
درعزاخانه سیدناصرولائی 11/4/1384 زنجان ساعت 9 شب ************************* |
خداحافظ جان پیغمبر خداحافظ یاور حیدر آه
و واویلا آه و واویلا
خداحافظ یاور حیدر خداحافظ
یاور حیدر خداحافظ جان پیغمبر خداحافظ
یاور حیدر خداحافظ جان پیغمبر خداحافظ
یاور حیدر خداحافظ
یاور حیدر ************* خداحافظ جان پیغمبر خداحافظ
یاور حیدر
خداحافظ جان پیغمبر خداحافظ
یاور حیدر |
خداوندا آه و واویلا یاور مولا میرود ازدست
***********************
*********************** بریزدخون دیده های حسن دیده غرق محن
مادرخودرا
***********************
*********************** |
|
خداوندا آه و واویلا یاور مولا میرود
ازدست ولایی دارد به لب افغان آمده گریان
درعزاخانه
زکوی لاله ها
همواره یاد یار می آید
|
بگو مادر بگو از سوز وسازت
بگو
مادر بگو از سوز و سازت
مکن پنهان زمن سوز وگدازت
گرفتی از چه دستت را به پهلو
چرا بنشسته میخوانی نمازت
*******************************
بگویم
زینبم از سوز وسازم
بگویم بر تو از سوز وگدازم
شدم از ضرب در پهلو شکسته
نشسته زان سبب خوانم نمازم
*******************************
شده
روی تو مادر از چه نیلی
که زد بر صورت گل ضرب سیلی
چرا در بستر غم آرمیدی
بگو با من که در کوچه چه دیدی
*******************************
تو ای زینب مرا آرام جانی
بگویم با تو از سوز نهانی
ُرخَم از ضرب سیلی گشت نیلی
چه گویم دخترم از دست ثانی
*******************************
چرا اشک تو در چشمت نشسته
چرا گشتی چنین مجروح و خسته
چرا یکدست داری در قنوتت
مگر دست تو ای مادر شکسته
*******************************
عزیزم زینبم ای دل شکسته
بلی دست مرا قنفذ شکسته
بگریم از غم مظلوم اوّل
که می بردند او را دست بسته
*******************************
ببین مادر شده بابا چه دلگیر
نمی گیرد چرا بر دست شمشیر
بگو مادر که اسناد فدک کو
برای ما بگو مادر کمک کو
*******************************
قباله دخترم شد پاره پاره
شد ه روی آورم غمها دوباره
شده ساکت برای حفظ اسلام
ندارد جز سکوتش هیچ چاره
*******************************
شدی بر تیر غم مادر نشانه
شده بر تو چرا غمخانه خانه ؟
برایم مهربانم آرزو شد
زنی بر گیسویم یکبار شانه
*******************************
تو ای زینب عزیز و جان زهرا
دگر دستم نمی آید به بالا
پس از من مهربان ای دختر من
زند شانه به گیسوی تو بابا
*******************************
بگو مادر چرا قامت کمانی
چرا خسته شدی از زندگانی
چرا گویی خدا عجّل وفاتی
کنی ترک جهان را در جوانی
*******************************
مرا جور زمانه پیر کرده
ز دنیا مادرت را سیر کرده
شده خانه
نشین آن مرد میدان
مرا غمهای او دلگیر کرده
*******************************
چرا خون می چکد از سینه تو
شکسته قلب چون آئینه تو
که داده بر تو مادر رنج و آزار ؟
که شد باعث شوی این گونه بیمار ؟
*******************************
شکسته درگهم از جور و کینه
چکد خون دلم زانرو ز سینه
به عمرِ خویش دیدم رنج بسیار
شدم از دست ثانی زار و بیمار
*******************************
بگو مادر به من حرف دلت را
به من بسپار بار مشکلت را
که زد آتش به خرمن حاصلت را
گرفت از تو که شمع محفلت را ؟
*******************************
عزیزم مانده در دل داغ محسن
مرا شد سخت مشکل داغ محسن
چه گویم بر تو از داغ دل خویش
چه کرده با من این قوم بد اندیش
*******************************
به دستت مادرم پیراهن کیست ؟
سبب بر گریه ات از دیدنش چیست ؟
چرا گویی حسین مادر فدایت ؟
چرا گویی یمیرم من برایت ؟
*******************************
چه گویم بر تو زینب زان مصیبت
میان کربلا در دشت محنت
شود بر تو نمایان روز محشر
به هنگام وداعت با برادر
*******************************
به تو رو می کند دریایی از غم
گلویش را ببوس آن آخرین دَم
بده پیراهنش را تا بپوشد
از آن تن پیش از آنکه خون بجوشد
*******************************
ولایی بس کن این آه ونوا را
که سازد خون دل درد آشنا را
مگو زینب چه ها دیده خدا را
بخواه امشب برات کربلا را
زنجان 17/5/80 سید ناصر ولائی ساعت یک شب
ای منیم یاوریم جان طاها
ای
منیم یاوریم جان طاها ، فاطمه همسرین قویما تنها
باخ سیزلّیر اوشاقلار غمیندن ، سسلنیلّر سنی گیتمه زهرا
بوائوین یوخدی سنسیز صفاسی،زینبین دیلده وار وای آناسی
آچ گوزون گلمیشم باشین اوسته،قویما اولسون علی دلشکسته
جانیوا آند اولا غمگساریم،عمریدن اولموشام منده خسته
فاطمه ای علی نین امیدی،بی کَسَم آچ گوزون یا علی دی
باغبان اولسا گُل لَر سارا لماز ،غصّه لر صبریمی الدن آلماز
آشکارا دی عالم ده مطلب ، اولسا زهرا علی تئز قوجالماز
قویما تک مرتضانی اماندی،غصّه دن قلبیم اوتلاندی یاندی
محرمیندن
ندن
یوز دوتوپسان، گوزده یاشی قانیلن قاتوپسان
سن نه لر گوردون اون سکّیز ایلده، عالمی ایندی گوزدن آتوپسان
فاطمه ای علی نین امیدی، بی کَسَم آچ گوزون یا علی دی
درگهیم
یاندی
اوتدا الهی، وار علی نین سنه سوز و آهی
محسنیمین نییدی گناهی، اُل علی نین اوزون داد خواهی
فاطمه یاوریم دوشدی دیلدن،بی گناه محسنیم گیتدی اَلدن
ای
منه مصطفی دن امانت، ائتدی امّت سنه چوخ اذیت
مرتضی اولدی شرمنده سندن، قبره گیتدین سیننده جراحت
گوز یاشیم ایندی قانه قاریشدی، داغ هجرینده قلبیم آلیشدی
یاز
ولائی علی نین غمیندن، یان اودا فاطمه ماتمیندن
ایسته دم سنده روح القدسدان، تاویره دم سنه اوز دمیندن
عرض ائیله ای علی روح و جانی، قسمت ائیله بیزه کربلانی
سیدناصر ولائی زنجان
امشب علی به ماتم زهرا نشسته است
باب ولا بصورت اغیار بسته است
دیگر امید بهرشفا نیست ای دریغ
بند حیات فاطمه ازهم گسسته است
امشب حسین دامنش از اشک گشته تر
تنهاتر از همیشه به کنجی نشسته است
دیگر به گوش نالهء زهرا نمی رسد
گویا بخواب رفته که مجروح و خسته است
آن کوه صبر زین غم عظما شکسته شد
قلب علی چو سینهء زهرا شکسته است
17 / 7/74 زنجان ولائی
|
آناجان یا زهرا قویما منی تنها ای مهربان گیتمه ای وای اماندی منی گوزدن آتما بوقدری آغلاتما گوزوی آچ یاتماحالیم یاماندی *************************************** یا
زهرا یا
زهرا ،یا زهرا یا زهرا،یا زهرا یا زهرا،عزیز طاها یا
زهرا یا
زهرا ،یا زهرا یا زهرا،یا زهرا یا زهرا،عزیز طاها یا
زهرا یا
زهرا، یا زهرا یا زهرا، یا زهرا یا زهرا، عزیز طاها یا
زهرا یا
زهرا، یا زهرا یا زهرا،یا زهرا یا زهرا، عزیز طاها
|
شعر ها بر اساس موضوع دسته بندی شده و تاریخ تولد دارند شماره تماس شاعر 09122423595
