مظهر عدل و عدالت عین عزت
سن حسین صاحب جود
و کرم کان کرامت سن
حسین
فرقی یوخ
اوغلونلا بیر قاره غلام آقا
سیزه فاطمه دردانه سی دریای رحمت
سن حسین
کربلاده
خانهء احسانی آبا د
ائیلدون
حکم آزادی یازیپسان
جونی دلشا د ائیلدون
بختی آغ قاره غلامین
قلبینی شا د ائیلدون
عرض ائدیپ
مولاسینا کان کرامت سن حسین
عرض
ائدیپ قووما قاپیندان روسیاهم سیدی عمری سنسیز نینیرم
من عبد شاهم سیدی
گرچی
چوخ نالایقم من بی پناهم
سیدی رحمه
للعالمینه سن کی حجت
سن حسین
الغر ض قار
ه غلام
آلدی سعادت نوبتین
جنگ
ائدیپ چوخ عاقبت ایچدی شهادت شربتین
آخدی
قانی مقتله گورستدی نوکر خدمتین
فکرائدیپ کی گلمه مولا چکمه زحمت سن حسین
گوردی
ناگه باشینین اوستونده حاضر دی آقا
حالینا ا فکارینا
هر لحظه نا ظردی آقا
مهرباندی هرزمان
انصار ه ناصردی آقا
عرض ائدیپ کی مظهرحق
وعدالت سن حسین
آلدی
آغوشه غلامین باشینی مولا او دم
گوزیاشی آخدی
گوزوندن گورسنی ر آثار غم
حمل
ائدیپ اخیامه نعشین آغلاشیپ اهل حرم
گوردی عالملرکی سن
عین عطوفت سن حسین
یاحسین بیزلرده
واللاه روسیاهیخ گلمیشیق
معصیت ده غوطه ورغرق
گناهیخ گلمیشیق
هرمکاندان
طرد اولونموش بی پناهیخ گلمیشیق
دوتماقاسائل الیندن
سن کفایت سن حسین
یوخدی
قورخوم هئچ مکانداگردوتام من دامنین
من غلامم جونه مولا ال منیم
دامن سنین
اولماسان
محشرده قورخوم وار اولا ایشلر چتین
روز محشرده یقین باب
شفاعت سن حسین
سید
ناصر ولائی سال1380
**********************************************
تضمینی
برشعر شیخ صفی علیشاه به سبک غزل
مست
می شش ماهه بود وحق پرست
دید باچشمان
کوچک هرچه هست
تا
که هل من ناصر از جانان
شنید
عادت دیرینگان درهم
شکست
جرعه
ای ازجام وحدت کرد
نوش
شد زصهبای الستی مست مست
((بانگ زد کای
ساقی بزم الست
شیر خوار از
کودکی شد مست مست))
شد رضای عشق
را با جان رضا
سرکشید
آن لحظه از جام ولا
دید
وقت امتحان عاشقیست
خواست تاسازد در آن ره جان فدا
دست وپایش بسته
برقنداق بود
با زبان کودکانه زد
صدا
((عزم کوی یار
اگر داری بیا ارمغانی بر
به درگاه خدا))
مست می برسمت
ساقی کرد رو
خواست از او بار دیگر از سبو
گفت ای گلچهره ء مجذوب هو
بامن از
زیبا رخ دلدار
گو
در وضوی خود که گیری
بر نماز
کن ز خونم
دست ورو را شستشو
((گرندارم گردن شمشیر جو
تیر عشقت
را سپر سازم گلو))
تاشنید از مست می
این ناله را
ساقی آمد
از پی اش تاخیمه ها
نکته ها درنای مستان خفته است
گوش جان
باید که گیرد نکته را
آمد
و دلداده را
دربر گرفت
دید او را تشنهء جام
ولا
((آشنا
آمد بگوشش این
صدا
کاشنا داند صدای آشنا))
آن مه شش ماهه
را دربرگرفت
راه
وصل یار را
از سر گرفت
روی
ماهش رانهان کرد از
عدو
آنکه مهر از روی
ماهش بر گرفت
کرد حجت را برآن دونان تمام
تا حجاب
از روی
دلبر برگرفت
(
دست ساقی در پی
آب حیات مست حق از
دست حق ساغر گرفت)
آن
ولی اصغر مست
از خدا
دید تیر
عشق آید از
هوا
خود
سر افتاده اش را راست کرد
تانریزد بر زمین خون
خدا
پاسداری تا
کند از قلب یار
جان هدف
بنمود بر تیر جفا
مست می رخسار خود گلگون نمود
دست ثارالله را
پر خون نمود
می
پرستی تا همیشه
زنده باد
ساقی و
می تا ابد پاینده باد
***************************************************
تمام هستی
ما جملگی فدای
حسین
که
هست
هستی عالم همه
برای حسین
بهشت کس ننهدپا بدون
جلب رضایش
رضای حق
بخدا نیست جز رضای حسین
حسین
جان جهان است و جان
جان نبی
بهشت از آن حسین است وخون
بهای حسین
حسین خون خدا
هست وسیدالشهداست
سزد که خون شود این
دیده در عزای حسین
جهان اکبر
و جانها فدای
اصغر او
که داد
جلوهء اکبر به
کربلای حسین
تمام جن
و ملک گریه
کرد بر غم
او
که ماند
غرقه بخون روی
دستهای حسین
در
آنزمان که ز
خونش بر آسمان
پاشید
چه گفت؟
فدیه قبولش کن ای خدای حسین
میان عرصهء
محشر در آنزمان
چه رسد به داد
امت مضطر بجز
دعای حسین
نبود و
نیست ولایی
برای اهل جهان
نجات از
آتش دوزخ بجز
ولای حسین
1/8/79 ولایی زنجان
*******************************************************
ای کاروان آهسته ران
زینب پریشان میرود ازمقتل آرام جان باچشم
گریان میرود با آه وافغان میرود
نعش
برادر بر زمین زینب پریشان وغمین بی یاور ویار ومعین
زینب پریشان میرود
باچشم گریان میرود
*************
واحسرتا
واحسرتا درپیش رو برنیزه
ها
سرها همه ازتن
جدا ازدیدن آن صحنه ها
زینب پریشان میرود باچشم گریان میرود
*********************
باقلب
پر درد ومحن گوید چنین زینب
سخن
مانده برادر بی
کفن ای لالهء دشت ودمن
زینب پریشان میرود
باچشم گریان میرود
************************************
آی
گل فروش آی گل فروش خون حسین آمد به
جوش
بانگ جرس آید به گوش گیرد زهر سر عقل وهوش
زینب پریشان میرود
باچشم گریان میرود
زینب
پریشان باآه وافغان باقلب سوزان
میرود زینب پریشان میرود
ای کاروان آهسته ران
زینب پریشان میرود
ازمقتل آرام جان باچشم
گریان میرود
************************
باغل
وزنجیر ای خدا بسته شده اهل
ولا
همبسته ها ازهم جدا بااشک
وبا آه ونوا
زینب پریشان میرود
باچشم گریان میرود
***************************************
داخل
به کوفه کاروان سرها به نیزه
همچنان
بر اهل کوفه میهمان همراه اشک کودکان
زینب پریشان میرود
باچشم گریان میرود
************
آید
به استقبالشان آن اهل کوفه بی
امان
برسنگشان سرها
نشان از دیدن آن دف زنان
زینب پریشان میرود
باچشم گریان میرود
*****************
را
س حسین برنیزه ها خواند زآیات خدا درهلهله اهل جفا گرید زغم ارض وسما
زینب پریشان میرود
باچشم گریان میرود
*********************
یکمرد
رذل بی حیا آندم جسارت می
کند
بر آن سر ازتن جدا سنگش اصابت می کند
از
زینب خونین جگر چونصلب طاقت می
کند
جاری شود تا خون
زسر سر بر کجاوه می زند
زینب پریشان میرود
باچشم گریان میرود
دارد
ولایی شور وشین گوید به هر دم یا
حسین
ای مصطفی را نور عین پشت وپناه عالمین
زینب پریشان میرود
باچشم گریان میرود
18/1/80
سید ناصر ولائی زنجان
**************************************
(حسینه یئرلر آغلار
گویلر آغلار)
حسینه اهل
محشر یکسر آغلار
حسینه آغلیوپدی
اول آدم
آدین گورجک دوتوپدی قلبینی غم
توکوپدی
گوز یاشین گوزدن دمادم آتا
ای وای بالام وای سویلر آغلار
(حسینه یئرلر آغلار
گویلر آغلار)
اولوالعزم انبیا
اولموش مکدر
گدیپلر کربلایه
زار و مضطر
توکوپلر گوز یاشین
اوردا مکرر
حسینه حضرت
پیغمبر آغلار
(حسینه یئرلر آغلار
گویلر آغلار)
حسینه آغلیوپ جن
و ملک لر
حسین وای سسلنیپ دائم فلک لر
دوتوپ ذر
عالمیندن غم اورک لر
ائده هرکیم
بو سری باور آغلار
(حسینه یئرلر آغلار
گویلر آغلار)
حسینه
آغلیان چوخ مصطفی دی رضای حقه
پیغمبر رضادی
شهادت نامه
سیلن آشنادی گلوسین غرق
بوسه ائیلر آغلار
(حسینه یئرلر آغلار
گویلر آغلار)
بو مظلومون
اولا عالم فداسی
اشیتدی بطنیدن
بیکس آناسی
اناالمظلوم انا
العطشان صداسی حسینه
اولیندن مادر آغلار
(حسینه یئرلر آغلار
گویلر آغلار)
حسینه آغلیوپدی
عرش داور جهاندا اولدی هر غمدن غمی سر
حسینه
آغلیوپ عالم سراسر حسینین ماتمینده
حیدر آغلار
(حسینه یئرلر آغلار
گویلر آغلار)
سوسوز باشین کسنده شمر کافر
بابام وای
سسلنر اطفال مضطر
قاچارشمره ساری غمدیده خواهر
کسیک باش الده
قانلی خنجر آغلار
(حسینه یئرلر آغلار
گویلر آغلار)
شفاعت ائتماقا
زهرای اطهر
الینده ساخلیوپ دخت
پیمبر
ابوالفضلین قولون
قنداق اصغر
گورنده قانلی
کوینک محشرآغلار
حسینه آدم
آغلار خاتم آغلار
ولائی نین آلار
قلبین غم آغلار
گورر
هر یئرده قاره پرچم
آغلار
آدین ائیلر
دیلینده ازبر آغلار
(
حسینه یئرلر
آغلار گویلر آغلار)
سیدناصر ولائی 15/12/1382
عاشق کرب
وبلایم عازم کوی حسین
دردمندی بینوایم میروم سوی حسین
گفته ام یک عمر هرجا یاعلی و یاحسین
درد دل ناگفته دارم با علی و با حسین
من غلام مرتضایم بندة مولا حسین
آرزویم هست تنها دیدن روی حسین
دردمندی بینوایم میروم سوی حسین
مانده در دل آرزوی دیدنت ای کربلا
کرده ام با یاد تو در هرکجا آه و نوا
میروم دیگر خدایا دیدن دشت بلا
جنّت و رضوان من شد کوی مینوی حسین
دردمندی بینوایم میروم سوی حسین
میروم در کربلا تا گریه بر دلبر کنم
میروم تا یاد غمهای علی اکبر کنم
میروم تا ناله ها از غصّة اصغر کنم
یادم آید صورت محبوب ودلجوی حسین
دردمندی بینوایم میروم سوی حسین
یادم آید آنزمان که حلق اصغر تیرخورد
خون حلقش را علی اصغر بجای شیر خورد
نوک پیکان عدو بر دست عالمگیر خورد
شد بریده از جفا آن حلق آهوی حسین
دردمندی بینوایم میروم سوی حسین
29/3/1380
حسینیم وای حسینیم وای حسینیم
گلیر عطر محرّم کربلادن
آلیر نی لر نواسین نینوا دن
گلیر گل عطری قان آخمیش منادن
اورکده وارمنیمده شور و شینیم
حسینیم وای حسینیم وای حسینیم
حسین وای ناله سی
قالخیر سمایه
چکیپلر قاره عرش کبریایه
گلیپ ماتم آیی آل عبایه
دییر ختم رسل ای نورعینیم
حسینیم وای حسینیم وای حسینیم
محرّم باشلانیر جوش
ائیلیور قان
دییلّرشیعه لر ای وای حسین جان
اولا جانلار سوسوز سلطانه قربان
حسین دی پادشاه عالمینیم
حسینیم وای حسینیم وای حسینیم
محرّمده آخیب قان نینوادن
گلیر ناله سسی ارض و سمادن
آلیب طاقت بو غم زین العبادن
دییر زینب حسین سیز عمری نینیم
حسینیم وای حسینیم وای حسینیم
حسین دی نور حق آللاهه مرآت
حسینه آغلیوپ اهل سماوات
گلیرحقدن ندا وقت مناجات
سنه واردی حسسینیم منده دینیم
حسینیم وای حسینیم وای حسینیم
حسین دین اوسته گیچدی باش وجاندان
شهید اولدی کی قالسین زنده قرآن
آخاندا پیکریندن مقتله قان
دییر قرآن گدیر الدن معینیم
حسینیم وای حسینیم وای حسینیم
اوغول وای سسلنیر زهرای اطهر
گلیر فریاده معناده ملک لر
آچیپ عمّامه سین آغلیر پیمبر
دییر الدن گدیرحبل المتینیم
حسینیم وای حسینیم وای حسینیم
بلا خوشدی یقین اهل
ولایه
اوحالدا ائیلمز ذرّه گلایه
ولایی گوزده قان یاش گل عزایه
دینن قربان حسینه والدینیم
حسینیم وای حسینیم وای حسینیم
17/11/1383
*******************************
در اینة عشق زسیمای تو مستیم
با یاد تو درمیکده ها باده پرستیم
با عشق تو شد خانة دل خرّم و آباد
هر شیشه که بی مهر تو پر بود شکستیم
دل بستة رویت شده عمریست حسین جان
بر مهر کسی جز تو دل خویش نبستیم
در روز الست عکس تو در جام می افتاد
زانروست که دلبستة پیمان الستیم
با نام تو نوشیم می از ساغر هستی
ما زنده ز یاد تو و سرمست تو هستیم
ما باده پرستان همه مستیم زیادت
از هرچه بجز رشتة عشق تو گسستیم
هر جا که بُوَد بند ، بنامت همه پاییم
هرجا که بود دامن مهرت ، همه دستیم
با دست ولای تو به جنّات رسیدیم
از آتش دوزخ همه با نام تو رستیم
6/4/80
خواهرم
اینجامنای عشق و قربانگاه ماست
سرزمین نینوا اینجاست اینجا کربلاست
خواهرم شیون مکن هرگز ز جور ظالمان
چونکه اینجا قتلگاه اهل بیت مصطفی ست
خواهرم هرگزمکن بی تابی از امر قضا
بهر احیای شریعت جان نثاریها بجاست
جسم مردان آشنا گردد به تیغ دشمنان
حفظ خون ما برای حفظ دین کار شماست
دست بیعت کی دهم بر آن یزید رذل و پست
زندگی در سایهء ذلّت همیشه نارواست
هر چه دارم اکبر واصغر فدای راه دوست
جان در این ره باختن آیین مرادن خداست
حلق اصغر جسم اکبر دست عباس دلیر
هر چه دارم جملکی تقدیم ما بر کبریاست
گر بروی نیزه هم دیدی سرم را دم مزن
چون سر مردان حق جایش بروی نیزه هاست
می سپارم این سه ساله دخترم را بر شما
چونکه با رنج اسارت دخترم نا آشناست
می سپارم بر تو خواهر اهل بیت خویش را
چون پس از ما هر کجایی بر شما کرب و بلاست
کن صبوری گر تنم را یافتی درقتلگاه
زخمی و صد پاره یا از پیکرم دستم جداست
درس آزادی بعالم می دهم با این جهاد
پاکبازی در ره احیای حق مطلوب ماست
هستی ام را می دهم بر یک نگاه یار خویش
حضرت حق یار محبوب همه اهل ولاست
سیدناصر ولائی - زنجان
ساعت
8:30 شب 24/11/83